مسئول ارتقای سواد رسانه‌‌ای کیست؟ | امیر عباس تقی پور

تاریخ انتشارخبر :دوشنبه 31 اردیبهشت 1397
مسئول ارتقای  سواد رسانه‌‌ای کیست؟  | امیر عباس تقی پور

این روزها، عبارت سواد رسانه‌­ای (Media Literacy) بسیار گفته و شنیده می‌­شود، اما واقعیت این است که در این زمینه هم مانند بسیاری از امور دیگر با تأخیر عمل کرده­‌ایم و دستان‌مان پر نیست! تألیف‌ها و حتی ترجمه‌هایمان کافی نیست و به شدت نیازمند تولید محتوا و غنی‌سازی ادبیات در مباحث مربوط به سواد رسانه‌ای هستیم. اما پرسش مهمی که در این زمینه وجود دارد و پاسخ به آن تا حد زیادی منتج به مشخص شدن مسئولیت‌ها و نقش‌ها می‌شود، این است که مسئولیت آموزش و ارتقای سواد رسانه‌ای بر عهده کیست؟
جیمز پاتر، نویسنده کتاب نظریه سوادرسانه­‌ای، مسئولیت را یکی از اصول کلی تئوری خود مطرح کرده است. بر این اساس مسئولیت ارتقای سواد رسانه‌­ای در هر جامعه‌­ای، برعهده افراد است. افراد باید تلاش کنند با فراگیری مهارت و تقویت نگاه انتقادی خود، کنترل و گزینش‌گری پیام‌ها و رسانه‌­ها را در اختیار گیرند. البته او با تأکید بر اینکه نهادهایی چون حکومت، بازار، دین، رسانه‌­ها و خانواده‌‌ها به عنوان منابع کمکی به افراد تلقی شوند، مسئولیت ویژه‌­ای را در ایجاد ساختارهای دانش با هدف توسعه سوادرسانه‌­ای برای نهاد آموزش متصور است. بنابراین، واگذاری مسئولیت به «خود» در ارتقای سواد رسانه‌­ای از نگاه «پاتر» نباید دستاویزی برای انکار و یا حتی تعلل نهادهای آموزشی در ایفای وظایفشان قرار گیرد. در نظام آموزشی ایران، از سال ۱۳۹۵ کتاب «تفکر و سوادرسانه‌­ای» به طور رسمی به دانش‌آموزان پایه دهم آموزش داده می‌­شود؛ یعنی بیش از نیم‌قرن تأخیر از زمان به‌کارگیری عبارت «سواد رسانه‌­ای» توسط مارشال مک‌لوهان در سال ۱۹۶۴؛ کتابی که از لحاظ محتوایی مورد انتقاد جمعی از استادان علوم ارتباطات از جمله دکتر #مهدی_محسنیان_راد گرفت و البته جمعی نیز بودنش را بهتر از نبودنش دانستند. بنابراین، پس از به باور رسیدن و خواست و اراده «افراد» در فراگیری هرگونه مهارتی از جمله سواد رسانه‌ای، نهاد آموزش، مهمترین وظیفه توانمندسازی آحاد جامعه و به‌ویژه دانش‌آموزان و دانشجویان در مواجهه با رسانه‌ها و پیام‌های فراوانی که در این زمانه تولید می‌شود را بر عهده دارد. افکار عمومی و البته پژوهش‌های علمی، می‌توانند کمیت و کیفیت اقدامات انجام شده را بررسی و اعلام نمایند!
مشاهده شواهد و پیشداوری نویسنده از تأخیر ۵۰ و چندساله ذکر شده در نظام آموزشی، مؤید آنست که نباید خیلی به وضعیت موجود دلخوش بود.
نهادهای آموزش و پرورش، فرهنگ، آموزش عالی و صداوسیما نه تنها بایستی عقب‌ماندگی‌های خود را جبران کنند، بلکه در روزگار حاضر که هیچ‌کس از تیررس پیام‌های انبوه و درست و نادرست در امان نیست، باید با برنامه‌ریزی و اجرای سیاست‌ها و برنامه‌های علمی در ارتقای مهارت و توانمندی مخاطبان‌شان بکوشند. آغاز به کار رسمی انجمن سوادرسانه‌­ای نیز در این بین می‌تواند فرصت‌های جدیدی خلق کند و باید امیدوار بود که فعالیت‌­های صنفی و حرفه‌­ای در این حوزه با شتاب بیشتری انجام شود. این انجمن می‌­تواند با بهره‌گیری از تجربه‌های موجود در زمینه فعالیت سازمان­‌های مردم نهاد و با تقویت بنیه علمی و اجرایی خود، مشاوری مناسب در زمینه آموزش سوادرسانه‌­ای در میان علاقه­‌مندان و به‌ویژه سازمان‌ها، وزارتخانه‌­ها، مراکز آموزش عالی و مدارس و خانواده‌­ها باشد.