ديپلماسي در عصر کنونی | ناهید خوشنویس

تاریخ انتشارخبر :سه شنبه 18 تیر 1398
ديپلماسي  در عصر کنونی | ناهید خوشنویس

 

ديپلماسي

در عصر کنونی

نام نویسنده مقاله:

ناهید خوشنویس) دکتری علوم ارتباطات-علوم تحقیقات)

مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب و دانشگاه علمی کاربردی

nahid_khoshnevis2000@yahoo.com

بیان مساله:

امروزه بشر مانند گذشته  فقط از طریق نامه نگاری  و تلفن و ارتباطات رو در رو و ...با هم در ارتباط نیست بلکه اکنون  عصر اطلاعات ـارتباطات و تکنولوژی است  و نوع روابط بسیار پیشرفت کرده است .

در بعد وسیع تر  و سیاسی آن  ما برای مراودات سیاسی فقط باسیاستمداران  و سران  یک کشورسر و  کارنداریم بلکه مخاطب امروز بسیار بالغ  و توانا شده است . هر فرد خودش به تنهایی می تواند یک مرکز خبر رسانی مجزا  داشته باشد و فعالیت های گسترده خبری  داشته باشد.بنابراین سیاستمداران و کارگزاران رسانه ها خواسته و نا خواسته باید این مخاطب نوین را نیز در این بازی شریک نمایند..

با توجه به گسترش و پیشرفت تکنولوژی آیا  ابزارهای ارتباطی  همراه این موجها و سیاستهای ارتباطی تغییر  کرده اند  تا ما بتوانیم به خواسته و نیازهای مخاطبان خود پاسخ قانع کننده ای  بدهیم؟

از سوی دیگر در جوامع جدید دولتها  با هم ارتباطات بیشتری برقرار می کنند و با مسائل بسیار متفاوت تری برخورد می کنند آنها باید بتوانند تا  مسائل و مشکلات بین دول را به طور  مصالمت آمیزی بین خود  حل نمایند.

در مقاله حاضر تلاش شده است با توجه به موضوعات مطرح شده یک  بررسی کلی  در مورد  نقش دیپلماسی در عصر جدیدداشته باشیم .

در دنیای سیاست بازی  انواع مختلفی ازدیپلماسی(مانند:دیپلماسی سنتی ـعمومی ـتله دیپلماسی و ...) وجود دارد که باید دیده شود با توجه به مسائل مطرح شده  و  شرایط بسیار متفاوتی که در جهان  امروز وجود دارد از جمله :تفاوت درمخاطبین ـجهانی شدن ـ شبکه های اجتماعی و   غیره کدام  نوع دیپلماسی  بیشترین  کارایی  و اثر بخشی را  را برای ما دارد وبه  نیازهای ما پاسخ بهتری می دهد؟

و جهت رسیدن به  اهداف سیاسی ـ جنگ نرم  و تسخیر افکار عمومی   و ...نقش وسایل ارتباط جمعی در این میان چیست؟  از رسانه ها چگونه  استفاده می شود ؟ و آیا در میان این  هیاهوی جهانی ایران نیز در تکاپو و تلاش هست یا خیر ؟

با خواندن این مقاله به بسیاری از این گونه  سوالات پاسخ داده خواهد شد.

 

مقدمه:

اگر قرن نوزدهم تا نیمه اول قرن بیستم را عصر صنعت و نیمه دوم قرن بیستم تا پایان آن را عصر اتم بنامیم به جرات می توان قرن جدید را عصر پیام و رسانه نامید.
 می توان گفت که وسایل ارتباط جمعی  و در راس آن ها رسانه های دیداری و شنیداری نقش تعیین کننده ای را درشکل گیری سیاست خارجی و سرنوشت جوامع بازی می کنند.
در این میان هر روز بر تنوع وکارکرد رسانه ها افزوده می شود و در ربع آخر قرن بیستم و آغازین سال های قرن بیست و یکم، پدیده اینترنت و فناوری های نوین ارتباطی چنان تحول عظیمی را در همه حوزه های زندگی بشر ایجاد کرده اند که در تصور نمی گنجد.
 سرعت و دامنه تاثیر گذاری این رسانه ها بر حوزه سیاست خارجی و دیپلماسی چنان عظیم و انکارناپذیر است که هرگونه تردیدی در به کارگیری و استفاده از آن ها لطمات جبران ناپذیری بر منافع ملی وپرستیژ بین المللی یک کشور می گذارد.
در این میان نقش دولت و متولیان امور رسانه ای و تعامل آن ها با دیپلمات ها و نهاد سیاست خارجی به خوبی مورد نیاز است.
 به دلیل این تاثیرگذاری ادبیات سیاست خارجی و حوزه کارکردی آن هم تغییر کرده است.

 آیا این رابطه جریانی است یک طرفه و یا رابطه ای است تعاملی و دو جانبه؟
به عبارت دیگر یک رابطه تاثیر و تاثر است یا رابطه ای است خطی و یک جانبه؟
از آن جا که در فرایند جهانی شدن و دنیای کوچک شده امروز عناصر، پدیده ها و روابط انسانی به شدت متاثر از پدیده های غیر انسانی و تکنولوژیکی و در راس آن ها تکنولوژی های نوین ارتباطی هستند و همین تکنولوژی ها در حوزه های خاصی بنا به دلیل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به صورت موجودیت های درجه دوم و ابزاری در دست دولت ها، گروه ها و افراد در می آیند .


 

گذری کوتاه بر تاریخچه ديپلماسي.

از زماني كه زندگي اجتماعي انسان آغاز گشت، بين قبايل، و طوايف بر سر مرتع ها و محصول درختان جنگلي زد و خورد مي شده است، تا پس از اين كه كم كم كار به جنگ هاي كوچك و محلي منجر مي گشت و در نهايت رفته رفته دامنه اين جنگ و ستيز ها بزرگتر مي شد.موضوع اختلاف ها بدست آوردن منافع و يا از بين بردن ضرر و زيان بوده است. در پايان كشمكش ها و خونريزي ها سر انجام كار به صلح و آشتي مي كشيد براي انجام آن هم مذاكراتي لازم بوده كه به وسيله نمايندگان طرفين صورت مي گرفت.

در آن دوران به دليل نبودن وسايل و امنيت، مسافرت به قدري دشوار بود و براي فرستادن نمايندگاني كه  سفيران صلح و يا جنگ و يا ريش سفيدي و ميانجيگري بودند زمان درازي بايد سپري مي شد كه همراه با دشواري هايي شگرف و غير قابل پيش بيني بود، نمايندگان با عده زيادي به مسافرت مي رفتند و به لشكركشي شبيه تر بود و رسيدن نماينده و يا نامه به مقصد براي بستن قرارداد چندين ماه و يا سال به درازا مي كشيده است.اما با پيشرفت فن آوري و آسان شدن رفت و آمد،بطوريكه مي توان در زماني اندك از اين سوي جهان به آن سوي ديگر رفت، و در تمام گفتمان ها شركت جست، ديپلماسي صورتي نوين به خود گرفته است، و داراي اهميت بسياري گشته است.

از سده ي 18 تا پيش از جنگ جهاني دوم، گفتمان روابط ميان ملت ها در واقع عبارت بود از مجموعه نوشته هاي ديپلمات ها و نظاميان، توضيح و تفسير حقوق اسيران جنگي و همچنين تجزيه و تحليل قرار دادها، سازمان هاي ميان ملت هاو وظايف و ارگان آنها. ديپلماسي و توازن قوا نيز، بخش مهمي از گفتمان روابط ميان ملت ها را به خود اختصاص داده بود.

پيشرفت ناسيوناليزم، پيدايش ايدئولوژي ها و سيستم هاي سياسي و اقتصادي متضاد و مختلف، استقلال كشورهاي آسيايي، افريقايي و خاورميانه، همچنين كوچك شدن دنيا به سبب پيشرفت وسايل ارتباطي، اختراع سلاح هاي اتمي، تعدد و تنوع سازمان هاي ميان ملت ها و منطقه اي و سرانجام توسعه ي جنگ سرد، مبناي پيشين روابط ميان ملت ها را دگرگون ساخت و در مطالعه ي موضوعات نوين روابط ميان ملت ها موجب به وجود آمدن روش تازه اي گرديد. اين پديده ها« محيط سياسي » روابط متقابل كشورها نام دارد. كه در سده ي كنوني دانشمندان مسائل ميان ملت ها، تلاش دارند كه روابط متقابل كشورها، يعني راه هاي همكاري و رقابت بين كشورها را با توجه به محيط
سياسي كشورها، توضيح دهند.

 انواع دیپلماسی

در ابتدا  برای درک کامل تر از  مقاله حاضر  تعریفی کوتاه  برانواع دیپلماسی داریم.

1)     دیپلماسی سنتی   Traditional Diplomacy

2)     دیپلماسی عمومی   Public Diplomacy 

3)     تله دیپلماسی   Telediplomacy 

4)     سایبر دیپلماسی  Cyber Diplomacy

1)دیپلماسی سنتی  Traditional Diplomacy
دیپلماسی ای سنتی است که طرف های آن، دولت ها و نمایندگان تام الاختیار و منصوب شده آن ها باشند. به عبارت دیگر طرف های این نوع دیپلماسی،مشخص، رسمی و از پیش تعیین شده هستند و با اعتبارنامه و به صورت رسمی در فرایند دیپلماسی شرکت می کنند. کارگزاران این نوع دیپلماسی  فقط  دولت ها و نمایندگان رسمی آن ها هستند.  
خصوصیات این نوع دیپلماسی عبارتند از:

1) دولت- ملتها با مرزهای نفوذ ناپذیر به عنوان تنها بازیگران عرصه روابط بین الملل

2)قدرت سخت شامل قدرت نظامی، اقتصادی،جمعیتی و منابع طبیعی

3)وزارت خاجه تنها متولی ارتباط با خارج از کشور

4)عدم تاثیر افکار عمومی داخلی و خارجی بر تصمیمات وزارت خارجه

5)قوانین بین المللی محدود و غیر قابل تعمیم به داخل حاکمیت ها

2)دیپلماسی عمومی Public Diplomacy
اصطلاح دیپلماسی عمومی اولین بار درسال 1965در امریكا توسط «الموند گولیون»، رئیس مدرسه حقوق و دیپلماسی فلچر، در دانشگاه تافت به كار گرفته شد و عبارت است از ارتباطات معطوف به منافع ملی یك كشور از طریق ارتباط  با مردم خارج از مرزهای جغرافیایی .  با این تعریف، مسائلی از قبیل اعزام دانشجو به خارج، پذیرش بورس های تحصیلی،خبرنگاران اعزامی، فرایند ارتباط میان فرهنگی، ‌برگزاری انواع جشنواره های هنری،همایش ها و سمینارهای فرهنگی و پخش برنامه های صوتی و تصویری و حتی ایجاد سایت های اینترنتی همه و همه در حوزه دیپلماسی عمومی قابل بحث است.

3)تله دیپلماسی Telediplomacy
از آن جا كه تلویزیون در میان انواع رسانه های جمعی، گوی سبقت را از نظر جذب مخاطب ربوده است طبیعتاً استفاده از آن برای مقاصد سیاسی و دیپلماتیك نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است. خصوصاً در عصری كه ماهواره این امكان را به همه كشورهای دنیا داده است تا از طریق تلویزیون، وارد شبكه ارتباطی در دنیای معاصر شوند. واژه تله دیپلماسی برگرفته از كتابی است كه توسط آقای «رویس آمون» با «عنوان تلویزیون جهانی و شكل دهی جهان سیاست:
CNN، تله دیپلماسی و سیاست خارجی» در سال 2007 به رشته تحریر در آمد ولی خیلی سریع جای خود را در ادبیات علوم ارتباطات باز كرد و اگرچه هنوز مراحل نوزادی خود را طی می كند ولی به واسطه غنای مفهومی مورد اقبال محققین قرار گرفته است

 

4) سایبر دیپلماسی

 

 ارتقای سطح اطلاع رسانی دولت ها در هزاره سوم، روش های متعددی دارد که یکی از آنها، استفاده از نهاده های موجود در سایبر دیپلماسی می باشد. سایبر دیپلماسی در ساده ترین تعریف، استفاده از ابزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطی روز، جهت تبیین، گسترش و ارتقای سطح اثر بخشی دستگاه دیپلماسی یک کشور در فضای مجازی می باشد. در سایبر دیپلماسی، مخاطبان چه داخلی و چه خارجی، همه از اعضای جامعه اطلاعاتی هزاره سوم هستند که بیش از یک میلیارد عضو دارد. بنابراین، فعالانی که در این حوزه اشتغال دارند باید بدانند که مخاطب آنها، یکی یا گروهی از اعضای خانواده یک میلیارد نفری کاربران فضای مجازی است.
سایبر دیپلماسی قصد دارد تا سیاست داخلی یا خارجی یک کشور را در حوزه های مختلف مربوط به خود، درمحیطی متفاوت از نهاده های ساختار سنتی، عرضه کند. مثلا در انتخابات شوراهای سوم تهران، که صدها هزار کاندید به همراه داشت، اگر ابزارهای لازم در سایبر دیپلماسی ایران از قبل طراحی شده بود، فرآیند ثبت نام و تعیین صلاحیت کاندیداها، می توانست به صورت کاملا الکترونیکی در سایت وزارت کشور یا فرمانداری های استان ها، هدایت شود. یا آنکه در پایگاه های سفارتخانه ای ایران در خارج از کشور، بتوان فرآیند صدور ویزای الکترونیکی را برای متقاضیان سفر به ایران در جهت گسترش توریسم الکترونیکی (
e-tourism) در اختیار داشت.


سایبر دیپلماسی و دولت الکترونیک

سایبر دیپلماسی در واقع بخشی از بدنه دولت الکترونیک است. جزئی از کلیت ساختار دولت مجازی در یک کشور می باشد. در واقع، اگر دولت الکترونیک با بدنه ضعیف و متولی پراکنده و برنامه بی هدف، هدایت شود، قطعا انتظاری که از مجریان سایبر دیپلماسی می توان انتظار داشت، همان در اندازه تولید محتوای مقطعی در تارنماهای دولتی است !

در حالی که وقتی یک دولت الکترونیک منسجم موجود باشد، سایبر دیپلماسی یک کشور نیز در راستای اهداف آن حرکت می کند و عاملی برای تحقق خواسته های دولت الکترونیک در حوزه بین الملل می شود.
در واقع مطرح شده است که ظهور ارتباطات بین المللی همگان با همگان
many to many، تسریع روند های دیپلماتیک فارغ از زمان، قابلیت تصویرسازی، قدرت نرم، تقویت زیرساخت های جهانی ارتباطات و اطلاعات از مشخص ترین نتایج حاصل از تاثیرات تکنولوژی های نوین ارتباطات و اطلاعات بر دیپلماسی و سیاست خارجی است.
شاید پیش از این دولت ها برای اقنای افکار عمومی مجبور بودند سمینارها و مذاکرات متعددی را برگزار کنند، اما براساس سیاست قدرت نرم بایستی پیام های خود را به صورت غیر مستقیم بیان کنند. به مرور زمان، مسائل مرتبط با تکنولوژی های نوین ارتباطات و اطلاعات و تاثیراتی که بر مسائل بین المللی می گذارند، همچنین نیازی که دیپلماسی و روند مذاکرات نسبت به آن پیدا می کند، روشن تر خواهد شد و در پی آن امکان نیاز به زیر ساخت های تحقیقاتی جدید بیش از پیش نمایان خواهد شد. بنابراین، یک سایبر دیپلماسی قوی، فقط در شاکله دولتی مبتنی بر نهاده های منسجم
ICT قابل تعریف و بازشناسی است.

 

چیستی دیپلماسی عمومی

 با توجه به گونه مختلف دیپلماسی دیپلماسی مورد نیاز عصر ارتباطات و اطلاعات کدام یک می باشد؟

بسیاری از محققان و صاحبنظران عرصه سیاست بین الملل، دولت آمریکا و آژانس اطلاعاتی ایالات متحده را بنیانگذار دیپلماسی عمومی در جهان میدانند.

اصطلاح دیپلماسی عمومی نخستین بار در سال ۱۹۶۵ در آمریکا توسط ادموند گولیون ؛ رئیس مدرسه حقوق و دیپلماسی فلچر در دانشگاه تافتز بکار گرفته شد و عبارتست از ارتباطات معطوف به منافع ملی یک کشور از طریق ارتباط با مردم خارج از مرزهای جغرافیایی .

در فرهنگ واژگان روابط بین الملل سال ۱۹۸۷وزارت امور خارجه ایالات متحده، دیپلماسی عمومی این چنین تعریف شده است :

«دیپلماسی عمومی به برنامه های تحت تکفل دولتی بر می گردد که هدف آن ها مطلع کردن یا تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی در کشورهای دیگر است و وسایل اصلی آن عبارتند از : انتشارات، سینما، مبادلات فرهنگی، رادیو و تلویزیون).

از این تعریف چنین بر می آید که دیپلماسی عمومی یک ارتباط دولت- ملتی به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم می باشد که هدف از اجرای آن، تأمین حداکثری منافع ملی در محدوده ای فراتر از مرزهای رسمی یک کشور است. در همین راستا آژانس اطلاعاتی ایالات متحده نیز که در حدود بیش از ۴۰ سال به کار دیپلماسی عمومی پرداخته، هدف از آن را این گونه بیان می کند :

«دیپلماسی عمومی به دنبال تعالی بخشیدن به منافع ملی و امنیت ملی آمریکا از طریق ایجاد تفاهم، اطلاع رسانی و تاثیر گذاردن بر مردم کشورهای خارجی به وسیله ی پخش مناظرات میان شهروندان آمریکایی و سازمان ها و شرکای آن ها در خارج می باشد»

هسته اصلی نظریه دیپلماسی عمومی، ارتباط هدایت شده با افراد خارجی، به منظور تأثیرگذاشتن بر افکار آن ها و سرانجام، تأثیرگذاشتن بر دولت های آن هاست. در همین چارچوب، دیپلماسی عمومی فعالیت هایی را در زمینه های تبادل اطلاعات، آموزش و فرهنگ، با هدف تأثیرگذاری بر دولتی خارجی، از طریق تأثیرگذاردن بر شهروندان آن است

ديپلماسي هم معني مذاكره و گفتمان است. از آنجا كه هدف گفتمان موافقت است و موافقت ناگزير به معناي سازش است، ديپلماسي را مي توان چنين تعريف كرد:فن سازش در سياست ميان دو ملت كه جاي به مخاطره انداختن منافع و امنيت ملي آن را افزون مي كند.

ديپلماسي به كار دستگاه اداره كننده روابط ميان ملت ها و به ويژگي هاي شخصي كساني كه مامور اين روابطند نيز گفته مي شود. يكي از موردهاي مهم در تعريف ديپلماسي موضوع رابطه ديپلماسي و جنگ است. بنا به تعريف، ديپلماسي وسيله اي است كه سياست خارجي با استفاده از آن به جاي جنگ، از راه توافق به هدف هاي خود مي رسد و بر اساس اين تعريف آغاز جنگ شكست، ديپلماسي است،اما گروهي ديگر بر اين عقيده اند كه ديپلماسي در دوران جنگ نيز مي تواند ادامه داشته باشد. ولي به هر روي داشتن قدرت نظامي عاملي در ديپلماسي است.

اگر دو پديده جنگ و صلح را از مسائل اساسي سياست خارجي و دستگاه ديپلماسي و فعاليت‌هاي ديپلماتيك دولت‌ها و ملت‌ها بدانيم، به يك نكته غيرقابل ترديد و مهمي دست خواهيم يافت و آن، اهميت فزاينده ديپلماسي و فعاليت‌هاي ديپلماتيك در نظام بين‌المللي معاصر است.

پيشينه ديپلماسي به مفهوم به كارگيري شيوه‌ها و روش‌هاي مسالمت‌آميز براي مهار جنگ و حل اختلافات، به شكل‌گيري روابط اجتماعي و جوامع بشري برمي‌گردد.

 

 

بنابراين، قدمت تاريخي استفاده از ديپلماسي، دست‌كم در شكل سنتي و ابتدايي آن، بيانگر جذابيت و به صرفه بودن كاربست ديپلماسي براي تعقيب و پي‌گيري اهداف ملي است.

 

اکنون نگاه جديد به مفهوم قدرت و دگرگوني عميق و همه جانبه در روابط بين‌الملل، افزايش تعامل و همبستگي متقابل و در نهايت ضرورت همياري به جاي خودياري (Self helping) جايگاه و اهميت ديپلماسي را به عنوان شيوه كم خطر، كم هزينه و موجه در حد نخستين و مهمترين ابزار و شيوه تعقيب اهداف در ميان ملل جهان ارتقا بخشيد. اين امر، جداي از هزينه‌هاي كلان اقتصادي و مادي، ريشه در توسعه تكنولوژي نظامي و سلاح‌هاي كشتار جمعي دارد كه جنگ را از وضعيت كلاسيك آن خارج كرده و به عنوان شيوه غير قابل تحمل مطرح ساخته است. در جنگ هسته‌اي به صورت متعارف، برنده و بازنده مطلق وجود نخواهد داشت. در پرتو تكنولوژي ارتباطي و انقلاب اطلاعاتي جديد، حتي قدرت‌هاي غير رسمي و غير حكومتي نظير اشخاص و نهادها مي‌توانند براي دولت‌ها و امنيت جهاني تهديدآفرين باشند. اين وضعيت؛ ضرورت همياري، همكاري و تعامل براساس منافع متقابل را بيش از گذشته ايجاد مي‌كند

 

دیپلماسی برگزیده

در حقيقت ديپلماسي عمومي يا مردمي، آن بخش از ديپلماسي است كه فراتر از سطح مناسبات دولت با دولت مي باشد و هدف آن تاثيرگذاري بر ذهن سازان و تصميم گيران اصلي ديگر جوامع و كشورها از طريق انتقال پيام هاي كليدي درخصوص وجه مثبت يك كشور است.
به سخن ديگر، ديپلماسي عمومي به معناي «تلاش هاي يك دولت براي درك، ارتباط و نفوذ در افكار عمومي كشورهاي هدف در جهت تحكيم منافع ملي آن كشور» به كار برده مي شود.
دراين روش، چهره كشور و ملتي به گونه اي تبليغ مي شود كه احتمال جذب، سرمايه، دانشجو و گردشگر را تقويت كمك كند و در نهايت به ارتقاي نفوذ و جايگاه خارجي و بين المللي و نيز سيطره دامنه نفوذ با ايجاد دوستاني موثر در بلند مدت بينجامد، زيرا بارها اين پيامد اثبات شده است كه «قدرت نرم مي تواند، تاثيرات سختي داشته باشد» و معادلات جهاني را تغيير دهد.
در اجراي اين راهبرد بازسازي وجه مثبت كشوري، مهم ترين ابزارها، فن آوري و دانشي است كه در نهايت به تغيير در نگرش مردم جهان نسبت به كشور و ملتي بينجامد و ناخودآگاه به يكي از سياستمداران و فعالان بي مزد و مواجب كشور تبديل گردد و دامنه نفوذ آن را تا كوچه و خيابان امتداد دهد.
ديپلماسي عمومي از طريق افكارسازي مي كوشد تا قدرت رقابت كشوري را در صحنه بين المللي افزايش دهد، زيرا اين افكار عمومي است كه جهان قدرت را مي سازد و آن را هدايت و رهبري مي كند. بنابراين تاثيرگذاري بر افكار عمومي ملت ها به معناي قدرت بيش تر و نفوذ بي هزينه تر و سود بيش تر مي باشد.
هر كشوري مي كوشد تا دامنه قدرت و نفوذ خويش را افزايش دهد و نقش خود را در مجامع بين المللي و جهاني استوار سازد. دراين ميان همدلي و همراهي ملت هاي ديگر با انديشه ها و سياست هاي دولتي مي تواند به معناي نفوذ و قدرت بيش تر باشد. بنابراين دولت با همراهاني در كشورهاي ديگر مي تواند مقاصد خود را پيش برد بي آن كه هزينه اي بپردازد.
ميان ديپلماسي عمومي و ديپلماسي سنتي تفاوت هاي جدي وجود دارد؛ ديپلماسي عمومي صرفا با دولتها سروكار ندارد، بلكه مخاطب خود را در ميان افراد و سازمان هاي غيرحكومتي مي جويد. از سوي ديگر گفته مي شود فعاليت هاي ديپلماسي عمومي مي تواند معرف ديدگاههاي متفاوتي باشد كه از سوي افراد و سازمان هاي خصوصي يك كشور مثل آمريكا علاوه بر نظرات دولت آمريكا مطرح اند، درحالي كه ديپلماسي سنتي با روابط يك دولت با دولت ديگر مرتبط است و مقامات سفارت يك كشور ديگر، معرف آن كشور به شمار مي روند در صورتي كه ديپلماسي عمومي متضمن مشاركت بسياري از عناصر غيردولتي جامعه است (ديپلماسي عمومي آمريكا 1381 ص 7 و 8). به مفهوم ديگر تفاوت ديپلماسي عمومي و ديپلماسي رسمي در 1- غير رسمي بودن 2- مشخص نبودن هدف 3- فراگيرتر بودن مخاطبان 4- تنوع ابزار و امكانات ديپلماسي عمومي است.
فعاليت هاي اطلاع رساني و برنامه هاي ديپلماسي عمومي آمريكا به اشكال مختلف صورت مي گيرد كه اهم آنها به شرح ذيل است: الف- فعاليتهاي اطلاع رساني 2- فايلهاي بي سيم مانند ماهواره ها 2- سخنگويان و كارشناسان 3- متخصصان مقيم 4- برنامه كنفرانس از راه دور 5- چاپ و نشر 6- مراكز مطبوعاتي خارجي 7-مراكز كتاب و منابع اطلاعاتي 8-برنامه هاي راديو تلويزيوني بين المللي ب. مبادلات آموزش فرهنگي: 1-برنامه تبادل دانشجو، استاد و پژوهشگر 2-مبادلات آكادميك 3-مطالعات ايالات متحده، كمك به تاسيس و حفظ كيفيت برنامه هاي مطالعاتي پيرامون آمريكا در دانشگاه هاي خارجي 4-آموزش زبان انگليسي 5-ديدارهاي بين المللي 6-توريسم ج.خبرپراكني بين المللي: 1-صداي آمريكا 2-خبرپراكني هاي وابسته به صداي آمريكا 3-خدمات فيلم و تلويزيونهاي بين المللي 4-راديو مارتي و تلويزيون مارتي
5-راديو آزادي


رابطه‌ی میان دیپلماسی عمومی و رسانه چگونه تعریف می‌شود؟


امروزه رسانه نقش مهمی در مطلوبیت دیپلماسی عمومی بازی می‌کند و نباید نقش رسانه‌ها در جلوگیری از جنگ یا رفع سوء تفاهم‌های میان دولت‌ها را نادیده انگاشت به طوری‌که در دنیای امروز در تبادلات پیام‌های دیپلماتیک کمتر نامی از سفرا و سفارت خانه‌ها برده می‌شود و رهبران سیاسی بخش عظیمی از پیام‌های خود را که شامل تهدیدها، انتظارها و مطالبات است در فضای دیالتیک رسانه‌ها مبادله می‌کنند و همچنین رسانه‌ها از طریق برگزاری همایش‌ها و میزگردهای مختلف اهداف خویش را در عرصه ملی و فراملی مطرح می‌کنند. بی تردید رسانه بی بدیل‌ترین اهرم دولت برای کسب امتیازات بیشتر در حوزه‌های مختلف به ویژه در حوزه‌ی دیپلماسی عمومی است و هر کشوری که بتواند از این ابزار به صورت کارآمدتر استفاده کند قادر به کسب موفقیت بیشتر در زمینه دیپلماسی عمومی خواهد بود.
شرایط بین‌المللی ایجاب می کند که دولت‌ها در روابط پرتلاطم دیپلماتیک و برای برقراری روابط پایدار و اقناع افکار عمومی و جذب نخبگان کشور هدف، حضور موفقی در عرصه‌ی رسانه داشته باشند و اگر با بی‌برنامه گی و ضعف روبه‌رو شوند بی تردید علاوه بر شکست در عرصه دیپلماسی عمومی محکوم به انفعال و خروج از گردونه سیاست بین‌الملل نیز خواهند شد. هرگونه عجز در ارایه تصویر روشن از دیدگاه‌ها و کوتاهی در حضور فعال محافل بین‌المللی که انعکاس آن از طریق رسانه‌های خبری اجتناب‌ناپذیر است باعث زوال نقش‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای می‌شود.


بازیگران  دیپلماسی عمومی


دیپلماسی عمومی در واقع سازوکاری است که به جای ارتباط برقرار کردن با دولت‌ها، سعی می‌کند که ارتباطش را به لایه‌های درون جامعه‌ی هدفش که مردم یا نهادهای اجتماعی هستند، گسترش دهد. بنابراین دیپلماسی عمومی تغییر گستره دیپلماسی از دولت‌ها به درون ملت‌ها است. تلاشی هم که در این راستا باید صورت گیرد برقراری ارتباط با گروه‌های مردمی است. البته گروه‌های مردمی همان طوری‌که اشاره شد می‌توانند شامل گروه‌های اجتماعی، نهادهای فرهنگی یا دانشگاه‌ها باشند.
چه نوع گفتمانی در دیپلماسی عمومی امکان بروز دارد؟
نقش حیاتی در این عرصه بر عهده‌ی نهادهای فرهنگی و دانشگاهی است و این نهادها رفته رفته جایگزین نهادهای سیاسی شده‌اند. بنابراین برای این‌که دیپلماسی عمومی موفقیت خویش را ثابت کند باید گروه‌های هدف را در کشور مشخص و شناسایی کند و ابزارهای رسانه‌ای و ارتباطی برای نیل به هدف اصلی، اقناع‌سازی و تاثیرگذاری بر عامه‌ی مردم و قشر نخبه مورد استفاده قرار گیرند.
همچنین تقویت مولفه‌های فرهنگی اولین ابزار دیپلماسی عمومی است و برنامه‌ریزی و شناسایی اهداف نیز مهم است.

دیپلماسی عمومی موثر و تاثیرگذار، جاده‌ای دو طرفه است که هم نیاز به شنیدن دارد و هم سخن گفتن. قدرت نرم بر پایه‌ی ارزش‌های مشترک استوار است. قدرت نرم به معنای متقاعد کردن دیگران به خواستن آن نتیجه‌ای است که شما می‌خواهید و فهم این مطلب است که چگونه دیگران به پیام‌های شما گوش می‌دهند و خود را با آن سازگار می‌کنند. درک مخاطب هدف، بسیار مهم است و صرف موعظه کردن برای دیگران راه متقاعد کردن آنها نیست. به کارگیری قدرت نرم در عصر ارتباطات دشوار است. یکی از دلایل این دشواری این است که دولت تنها بخشی از کل ارتباطات را در میان جوامع، آن هم در عصری که به عصر اطلاعات معروف است در اختیار دارد و بخش دیگر آن نیز موسسات و گروه‌های ذی‌نفوذ و لابی‌ها هستند بطوری‌که سینمای غرب انحصاراً در اختیار لابی صهیونیستی است.
                                  

کارکردهای دیپلماسی عمومی


ديپلماسي عمومي كاركردهاي مهمي در جهان سياست امروز بازي مي كند. به اين معنا كه تنها هدف بازسازي وجه مثبت كشوري در ميان مخاطبان نيست بلكه در برخي از موارد مي توان حتي با ديپلماسي عمومي و مردمي، ملتي را ضدنظام حاكم و دولت خود شورانيد و آنان را همراه سياست هاي كلان و حتي خرد خود كرد. اين گونه است كه ملتي تحت تاثير ديپلماسي عمومي، خواهان هماهنگي دولت با دولت ديگري مي شود كه اين گونه در ميان مردم و ملت محبوبيت يافته است.
براي دست يابي به اين مهم، دادن بورسيه هاي دانشجويي به نخبگان كشورها، ايجاد انجمن هاي فعال دانشجويي براي مديريت دانشگاه ها، راه اندازي رسانه هايي براي كشورهاي هدف و مخاطب با نشان دادن جنبه هاي مثبت كشور و مانند آن مي توان يك ديپلماسي عمومي فعالي را پديد آورد.
در ديپلماسي عمومي ومردمي، انتقال پيام هاي صحيح به مردم مرتبط آن هم به طريق مناسب، مي بايست به گونه اي انجام شود تا مثبت انديشي در خصوص ارزش ها و كيفيات ملت و دولت در هسته پيام ها تعبيه گردد. به نظر مي رسد كه ديپلماسي عمومي بريتانيا درباره ايران از طريق رسانه هاي چون بي بي سي فارسي و بورسيه دادن به نخبگان و ايجاد انجمن هاي دوستي مرتبط، تا اندازه موثر بوده است.
ديپلماسي مردمي انگليس موفق شد تا بريتانيا را سرزمين آزادي هاي و مردم سالاري معرفي كند و پيشينه آن را تصحيح كند و نشان دهد كه حقوق اقليت ها در آن مراعات مي شود و اقليت هاي مذهبي و نژادي از همه حقوق خود برخوردار مي باشند. بريتانيا كشوري آزاد، منعطف و مطلوب براي زندگي است و ايران مي بايست در سياست و زندگي به اين سمت گرايش يابد. اين گونه است كه انجمن هاي ايراني در بريتانيا خواسته اين وجه مثبت زندگي بريتانيايي را تبليغ مي كنند وهمراهانشان در ايران آن را در خيابان ها و كوچه ها مي برند.
البته ديپلماسي عمومي افزون بر تصحيح و اصلاح وجه كشوري در ميان مخاطبان، مي تواند با افكارسازي ملتي را نيز عليه نظام خود بشوراند و جايگزين كودتا و يا اشغال نظامي شود.
از اين روست كه از سوي ايالات متحده و ديگر كشورهاي متخاصم غربي از جمله انگليس و فرانسه و دولت صهيونيستي، بهره برداري از ابزارهاي «ديپلماسي عمومي» در جهت تحقق «براندازي در سكوت» يا «براندازي نرم» به عنوان يكي از اولويت هاي راهبرد دفاعي امنيتي خود، در ارتباط با ايران، تعريف كرده و گسترش محيط هاي مجازي تهديدزا يا سايبر را در دستور كار خود قرار داده است.
در اين روش، بدبين ساختن جامعه به كارگزاران نظام، بحران سازي از طريق ايجاد تنش هاي داخلي، بالا بردن سطح انتظارات جامعه و تخصيص بودجه لازم براي گسترش راديوهاي موج كوتاه، شبكه هاي ماهواره اي فارسي زبان و خبرگزاري هاي اينترنتي مخالف نظام از راهبردهاي آمريكا در ديپلماسي تهاجمي عليه ايران نام برده مي شود. هدف آمريكا از بهره گيري ديپلماسي عمومي در جنگ نرم، وادار كردن كارگزاران نظام به امتيازدهي در عرصه هاي سياسي- امنيتي، تضعيف انسجام فكري- رويه اي كارگزاران نظام و ايجاد شكاف ميان سطوح جامعه و حاكميت مي باشد. در اين روش، ديپلماسي نرم، عمومي و يا همان سايبر ديپلماسي در واقع بخشي از بدنه دولت الكترونيك و ساختار دولت مجازي است كه اين بخش خود مستلزم تقويت بخش «فناوري ارتباطات و اطلاعات» است كه آمريكايي ها و انگليسي ها و اسرائيلي ها به خوبي از آن در جنگ نرمي كه در زمان انتخابات دهم رياست جمهوري اتفاق افتاده بهره بردند.
در گزارش مركز پژوهش هاي مجلس از توسعه اطلاع رساني ديجيتال، اقدامات مثبت مجلس شوراي اسلامي و دولت از طريق وب، ارتقاي ضريب نفوذ ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران در رسانه هاي خارجي و توسعه بدنه دولت الكترونيك در حوزه هاي بين المللي به عنوان بعضي از مزاياي گسترش «سايبر ديپلماسي» در حوزه سياست خارجي نام برده شده و آمده است: امروزه بهينه سازي و مديريت افكار عمومي به يكي از ابزارهاي حاكميت براي تسهيل و تسريع در دستيابي به اهداف سياسي- امنيتي تبديل شده است چرا كه در ديپلماسي نوين «مديريت افكار عمومي» جايگاه مهمي دارد و كشمكش ها از طريق جريان ديجيتالي اطلاعات رصد مي شود و در اين راستا توجه به افزايش عمق نفوذ راهبردي جمهوري اسلامي ايران از طريق محيط هاي مجازي مانند سايبر ديپلماسي بسيار مهم است.
به هر حال، به نظر مي رسد كه در جنگ نرم، انگليسي ها حتي قوي تر و عملياتي تر از آمريكايي ها وارد شده اند و زيركي خود را در اين حوزه نيز به نمايش گذاشتند؛ زيرا همواره خانه روباه مكاني براي فريب بوده است و روباه جز از مكر و فريب نمي تواند بر شيران روزگار چيره شده و بر آنان حكومت كند. انگليس بي گمان بر پايه ديپلماسي مردمي، روباهي زيرك و مكاري است كه دست شيطان بزرگ را نيز از پشت بسته است

 

جنگ نرم و ديپلماسي عمومي

بي شك سردمداران فرهنگ غرب پس از آنكه حضور مستقيم و بي واسطه خويش را در ساير كشورها به منظور گسترش نفوذ و سلطه سياسي، اجتماعي و فرهنگي ممكن نديدند، سعي كردند نمايندگاني از بين خود ملت ها برگزينند و مسئوليت فراهم آوردن زمينه سلطه پذيري را به غربگرايان و وابستگان فكري خود واگذار نمايند. آنان معمولاً پس از مسافرت به غرب، تحصيل و حشر و نشر در آن ديار، مقهور پيشرفت و فناوري برتر غرب شده و پس از بازگشت به كشور خويش به بلندگوي فرهنگ بيگانه تبديل مي شوند.

جنگ نرم عبارتست از تهاجم همه جانبه جهت كسب مطلوب از طريق جاذبه؛ نه از طريق اجبار يا تطميع٫ جنگ نرم با ايجاد جاذبيت هاي كاذب فرهنگي، شخصيتي، ارزش هاي سياسي و نهادي مرتبط و همسو بوده و يا براي سياست هاي كشور مهاجم مشروعيت ايجاد كرده و آن ها را داراي اعتبار مي كند. در جنگ نرم سعي مي شود تا بر قلب ها و مغزها غلبه شود و مردم بيش از آنكه مجبور به انجام كاري شوند به همكاري براي پياده سازي سياست و اهداف مطمح نظر گرفته مي شوند.

كميسيون ۱۱ سپتامبر در گزارش پاياني خود تصريح نمود، بعد نرم جنگ عليه تروريسم در قالب جنگ براي تسخير قلوب و عقول، بايد بعنوان سومين ضلع از مثلث راهبرد و رهيافت نوين دولت ايالات متحده آمريكا براي مقابله با تروريسم لحاظ گردد

در جنگ نرم عليه كشور يا كشورهاي مورد هدف از سه منبع استفاده مي شود :

۱٫ فرهنگ كشور يا كشورهاي مهاجم؛

۲٫ ارزش هاي سياسي كشور يا كشورهاي مهاجم؛

۳٫ و بالاخره سياست خارجي كشور يا كشورهاي مهاجم.

فرهنگ بعنوان شكل دهنده ذهن و رفتار عمومي جامعه است. حركت جامعه بر اساس فرهنگ آن جامعه است. فرهنگ بعنوان جهت دهنده ي به تصميم هاي كلان كشور حتي تصميم هاي اقتصادي، سياسي، مديريتي و در توليد هم نقش دارد. فرهنگ فرآيندي از آداب و رسوم، خوي ها و خصلت ها و چگونگي روابط حاكم بر مجموعه ها و گروه هاي انساني است، ضمن آنكه خود زاييده زندگي اجتماعي انسان هاست، تأثير شگرف و غيرقابل ترديدي بر چگونگي و ادامه حيات اجتماعي و ملي ملت ها نيز دارد (اميري، ۱۳۸۷ : ۱۶).

راه هاي انتقال فرهنگ عبارتند از : ۱) آموزش و پرورش مستقيم؛ ۲) تقليد؛ ۳) مبادلات فرهنگي؛ ۴) و تحميل فرهنگ كه تحميل يك نظام فرهنگي يا بخشي از آن مي تواند از طريق نفوذ، تهاجم، جنگ، فرهنگ پراكني و استعمار فرهنگي صورت گيرد

در بعد فرهنگي نيز مواردي از قيبل فرهنگ ها، هنجارها، ارزش ها، هويت، توان سياسي و … از جمله مؤلفه هايي هستند كه فقدان و يا مخدوش شدن آن ها، در حد زيادي مي تواند زمينه ساز تهديدات نرم داخلي و حتي شكل گيري تهديدات سخت افزاري و حمله نظامي دشمنان بيگانه را فراهم آورد. تهديد نرم در حوزه فرهنگي از اهميت خاصي برخوردار است كه در قالب نخبه سازي نيز تجلي پيدا مي كند.

بي ترديد مهم ترين راه انتقال فرهنگ همانا آموزش و پرورش مي باشد كه خود چند مرحله را شامل مي شود.

 

 

مهم‌ترين ابزار ديپلماسي عمومی  جهت تسخير افكار عمومي دنيا

 

استفاده از ابزارهاي ديپلماسي عمومي و فرهنگي براي تسخيرافكار عمومي دنيا در دستور كار كشورهاي قدرتمند قرار داشته و استفاده از اين شكل از ديپلماسي ضمن تاثيرگذاري بيشتر، هزينه‌هاي بسيار كمتري را به دنبال دارد.

از آنجا كه استفاده از ابزارهاي ديپلماسي عمومي و فرهنگي براي تسخيرافكار عمومي دنيا در دستور كار كشورهاي قدرتمند قرار داشته و استفاده از اين شكل از ديپلماسي ضمن تاثيرگذاري بيشتر، هزينه‌هاي بسيار كمتري را به دنبال دارد. آموزش، يكي از مهم‌ترين زمينه‌هاي جذب مخاطبان جوان كشورهاي خارجي شناخت مهم‌ترين ابزارهاي اين شكل از ديپلماسي و به خصوص بعد فرهنگي آن واجد اهميت بسيار زيادي براي كارگزاران دستگاه ديپلماسي و سياست خارجي كشورمان است. يكي از مهم‌ترين زمينه‌هايي كه از طريق آن، ديپلماسي فرهنگي مي‌تواند در جذب مخاطبان جوان كشورهاي خارجي بسيار موثر عمل نمايد، آموزش است. در سراسر دنيا نهادهاي دانشگاهي و آموزشي به عنوان ستون فقرات مبادلات فرهنگي در نظر گرفته مي‌شوند، ديپلماسي فرهنگي از طريق برنامه‌هاي آموزشي پيشرفت كرده است. كتاب‌هاي درسي مدارس و دانشگاه‌ها، اغلب انباشته از اطلاعاتي در مورد فرهنگ‌هاي كشورهاي گوناگون، مذاهب و گروه‌هاي نژادي هستند. چنين برنامه‌هايي به منظور آموزش جوانان در جهت احترام به سنت‌ها و سبك زندگي مردم ديگر كشورها است. برخي از كشورها مانند ايالات متحده شعبه‌هايي از دانشگاه‌هاي خود را در كشورهاي ديگر تاسيس مي‌كنند، مانند شعبه‌هاي دانشگاه‌هاي آمريكايي در كشورهاي خاورميانه.

آموزش زبان كشور خود به دانشجويان خارجي، يكي از مهمترين اشكال ديپلماسي فرهنگي يكي ديگر از زمينه‌هايي كه ديپلماسي فرهنگي مي‌تواند از آن طريق در بهبود تصوير عمومي يك كشور موثر عمل نمايد، در زمينه سيستم حقوقي است. كشورها از طريق معرفي سيستم قانوني و عادلانه خود به ديگر كشورها، مي‌توانند در انظار ديگر ملت‌ها، احترام ويژه‌اي براي خود كسب نمايند. آموزش زبان كشور خود به مردم و بخصوص دانشجويان خارجي يكي ديگر از اشكال ديپلماسي فرهنگي است. دانشجوياني كه زبان‌هاي كشورهاي ديگر را آموخته و به آن مسلط باشند، بسيار بهتر مي‌توانند با مردم آن كشورها ارتباط برقرار كنند و سبك زندگي آنها را بياموزند. بسياري از كشورهاي دنيا مطالعه زبان خارجي را در مدارس متوسطه خود در دستور كار قرار مي‌دهند. براي مثال همه كشورهاي اتحاديه اروپا به جز دو كشور، به مطالعه زبان خارجي كه معمولا از دوره ابتدايي شروع مي‌شود، مي‌پردازند علاوه بر اين، علاقه به يادگيري زبان خارجي در يك كشور، مي‌تواند در تعميق مناسبات بين كشورها بسيار موثر عمل كند.

برجسته كردن تاثير فرهنگيان، براي اهداف راهبردي ديپلماسي فرهنگي اهميت زيادي دارد جرج دبليو بوش رئيس جمهور سابق آمريكا اظهار مي‌دارد كه يادگيري يك زبان خارجي... بهترين و اساسي‌ترين راه دستيابي به هركسي {مردم خارجي} مي‌باشد و اينكه به آنها بگويي... من مي‌خواهم شما را بشناسم، نه فقط بدانم كه چگونه حرف مي‌زنيد، بلكه بفهمم چگونه زندگي مي‌كنيد، چنانچه آشنايي كافي با زبان ملل خارجي وجود نداشته باشد، امكان اختلال در روند فعاليت‌هاي ديپلماتيك، بسيار افزايش مي‌يابد. براي مثال فعاليت‌هاي ديپلماتيك ايالات متحده در بسياري از كشورهاي خاورميانه، تحت تاثير فقدان آگاهي فرهنگي و همچنين عدم توانايي كافي براي ارتباط با زبان رهبران اين دولت‌ها، اغلب دچار مشكلات اساسي مي‌گردد. يكي ديگر از زمينه‌هايي كه ديپلماسي فرهنگي از آن طريق عمل مي‌نمايد و در سال‌هاي اخير بسيار مورد توجه قرار گرفته است، رشته هنر است. دولت‌ها به منظور معرفي و نمايش فرهنگ، آداب و رسوم و سنت‌هاي خود به مردم ساير كشورها، هنرمندان خود را به كشورهاي ديگر مي‌فرستند و يا در قالب جشنواره‌هاي بين‌المللي، ميزبان هنرمندان كشورهاي ديگر مي‌شوند. چنين تبادلاتي موجب شناخت صحيح يكديگر و آگاهي از باورهاي فرهنگ‌هاي گوناگون شده و زمينه را براي روابط نزديكتر سياسي و ديپلماتيك فراهم مي‌سازد. برجسته كردن نقش و تاثير فرهنگيان و دانشمندان كشور در پيشبرد علم و ادب در سطح جهان و استفاده از شهرت و موقعيت آنها براي اهداف راهبردي ديپلماسي فرهنگي اهميت بسيار زيادي دارد. * اعطاي بورس‌هاي منظم و مستمر تحصيلي در سطوح عالي به منظور اشاعه فرهنگ و زبان كشورها نقش بالقوهاي كه چهرههاي جهاني و ماندگاري چون مولانا، حافظ، سعدي، ابن سينا، شكسپير، آلفردنوبل و.. ميتوانند در اين حوزه براي كشورها و ملل منتسب به خود ايفا كنند، نمونه روشني از اين مورد است. اعطاي بورس‌هاي منظم و مستمر تحصيلي در سطوح عالي به منظور اشاعه فرهنگ و زبان كشور در سطح جهان نيز در پيشبرد اهداف ديپلماسي عمومي بسيار موثر عمل مي‌نمايد. حضور موثر در مجامع و همايشهاي بينالمللي در كنار شركت فعال در رخدادها و جشنوارههاي هنري و ورزشي بينالمللي (جشنوارههاي بينالمللي فيلم، داستان، تئاتر و بازي‎‎هاي المپيك) و نيز برگزاري منظم نمايشگاه‌ها، گردهمايي‌ها، كارگاه‌ها و همايشهاي فرهنگي در كشورهاي مقصد، از جمله مهم‌ترين ابزارهاي ديپلماسي فرهنگي به شمار مي‌رود. تاكيد ويژه بر ارائه آموزش‌هاي خاص فرهنگي به ديپلمات‌ها و تربيت ديپلمات‌هايي فرهيخته و آشنا با نقاط قوت و ظرائف فرهنگي هر دو كشور مبدأ و مقصد نيز در شمول اين ابزارها قرار دارد. راهاندازي مراكز كشور شناسي و ايجاد اين كرسي در دانشگاه‌هاي معتبر جهان در كنار ارائه فرصتهاي مطالعاتي كوتاه مدت به كارشناسان دانشگاهي و علاقمندان به فرهنگ و ادب كشور متبوع با هدف جذب نخبگان و اصحاب فكر و انديشه از كشورهاي مقصد نيز از جمله راه‌هايي است كه با استفاده از آن مي‌توان موفقيت در راهبردهاي ديپلماسي فرهنگي را تضمين كرد.

 

دیپلماسی عمومی و دیپلماسی فرهنگی

 

دیپلماسی عمومی به جهت تحول در ساختار قدرت جهان و جابجایی منابع قدرت از سخت به نرم از یک سو، و افزایش نقش افکار عمومی در مناسبات بین المللی، تأثیرگذاری فرهنگ بر روابط بین الملل و تأثیرگذاری مردم در تعیین سیاست های داخلی و خارجی از سوی دیگر جایگاه بسیار ممتازی را در راهبردهای سیاسی- امنیتی کشورها پیدا کرده است. در این تاکتیک که از روش اقناع و نه تهدید بهره گرفته می شود، عموم مردم و نخبگان جامعه هدف مخاطب قرار می گیرند. بخشی از دیپلماسی عمومی در جنگ نرم از طریق ارتباطات آموزشی- فرهنگی و با هدف یارگیری، نخبه پروری و در نهایت ایجاد و استقرار شبکه ای کاملاً وابسته در کشور هدف پیگیری می شود.

درعصر حاضر رسانه مهم ترين ابزار ديپلماسي فرهنگي است واقتدار اصلي كشور اقتدار فرهنگي است.در همين راستا براي تقويت جبهه فرهنگي مهندسي فرهنگي بحث مهمي است،كه بايد توجه ويژه به اين مقوله مهم داشت.معمولا اولين بحثي كه در علم ارتباطات مطرح مي شود مخاطب شناسي است.همچنين بايد مقبوليت خود را نيز در نظر گرفت.واز سوي ديگر مخالف شناسي و دشمن شناسي

در جنگ رسانه ايي دو رويكرد خنثي سازي خواسته رسانه ها وجريان سازي فرهنگي دو موضوع مهم و ارزشمند هستند. ما بايد بتوانيم در خط سيري منطقي ومعقول ،جريان سازي فرهنگي را عملي كنيم وهمچنين درجهت شناساندن فرهنگ غني كشورمان به ملت هاي ديگر تلاش بي وقفه نماييم

باید بپذیریم که رسانه ها نحوه هدایت سیاست خارجی را تغییر داده اند و اکنون قدرت جهانی یک کشور در توان و استعداد دیپلماسی رسانه ای آن در ایجاد هویت ملی و ارائه تصویر مکمل بین المللی آن نهفته است.

دیپلماسی دیگر، پدیده اتاقهای دربسته نیست ، پدیده ای آشکار است ، پدیده ای رسانه ای که هر چه پویاتر باشد، سیاست خارجی را پویاتر خواهد ساخت و این که زندگی در جهان امروز، بدون درک عمیق از نقش مهم وسایل مدرن ارتباطی ناممکن خواهد بود.

در دیپلماسی نوین «افکار عمومی» جایگاه مهمی دارد، کشمکش ها از طریق جریان دیجیتالی اطلاعات دنبال می شود و در این جریان رویارویی اصلی میان ملتهای کوچک و ساختارهای جهانی است.

رسانه ها در همکاری های فراملی و غیرحکومتی ، نقشهای مهمی را عهده دارند و به اجرا می گذارند. بسیاری از رسانه های جهانی قدرت نرم خود را دارا خواهند بود تا از طریق آن شهروندان را برای ایجاد ائتلاف هایی که محدودیت های ملی را شامل نمی شود، جذب کنند. هم اکنون با توجه به رشد ابزارهای مدرن ارتباطی ، ماموریت وزارت خارجه و وزارت دفاع عمدتا بر دوش لشکر رسانه ها قرار داده شده است.

راس پرو، نامزد ریاست جمهوری امریکا در سال 1992 می گوید: «سفارتخانه ها یادگار ایام کشتی های بادبانی هستند. در آن زمان که از ارتباطات جهانی خبری نبود، سفیر هر کشور به نمایندگی از کشور خود سخن می گفت. ولی اکنون ، با توجه به ارتباطات آنی در تمام نقاط جهان ، سفیر نقشی عمدتا اجتماعی به عهده دارد. در واقع سران و وزیران کشورها به طور علنی یا محرمانه ، به طور مستقیم با همتای خویش مذاکره می کنند. مذاکرات آنان عمدتا از طریق دیدارها و ملاقات های رسمی و غیررسمی و نیز از طریق ارتباطات گروهی و بین فردی انجام می گیرد».

به این ترتیب نقش سیاست های آشکار مهمتر از سیاست های پنهان شده است. به سخن دیگر، دیپلماسی امروز صرفا در اتاق های دربسته شکل نمی گیرد، بخش بزرگتری از آن هم پشت پنجره و در سطح آشکار عمومی نقش می بندد، در برابر چشم دیگران و به کمک فناوری های نوین ارتباطی و رسانه ها.در واقع این موضوع خود مهمترین چالش دستگاه های دیپلماسی و سیاست خارجی کشورها در جامعه شبکه ای امروز است که گسترش اطلاعات از طریق فناوری های نوین ارتباطات و رسانه های نوین ، روابط بین دولتها در عرصه منطقه ای ، بین المللی و جهانی را که پیشتر توسط دیپلمات ها انجام می گرفت به روابطی چندجانبه تبدیل کرده است که در آن بیشترین تلاش دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی به برقراری روابط با ملتها، آن هم از طریق رسانه ها و در فضای مجازی حاصل از به کارگیری آنهاست. به طوری که کارکنان رسانه ها و بازیگران غیردولتی بانفوذ به افشاگری می پردازند و با انگیزه جلب افکار عمومی در مسائل دخالت می کنند.

 این روندها موجب شده است گفتگو و مذاکره با مقامات برای سفیران بسیار دشوار شود. زیرا آنان باید با بازیگران زیاد و در عین حال گوناگونی درگیر شوند و اطلاعات فراوانی کسب نمایند، آن هم در شرایطی که شاهد تبدیل بازیگران بسیار به بازیگرانی محدودتر اما هشیارتر، مانند سازمان های غیردولتی از جمله خود رسانه ها هستیم که با برخورداری از توانایی اتخاذ روشهای سازمان یافته و جمعی ، نظم دیپلمات ها را در تمام جهان دستخوش تحول کرده اند.

این است که با زاویه دید گذشته نمی توان به دنیای دیپلماتیک امروز نگریست ؛ به دنیایی که دیپلماسی آن با یک کلیک ، ظرف چند ثانیه با سرعت وارد اتاق ما می شود. شاید فردا همه به تصویرهای دیپلماتیک رسانه های جهان بسنده کنند. مگر در حال حاضر دیپلمات ها جهان را از ویترین رسانه های جهانی تماشا نمی کنند؟

 

 

جایگاه ایران در دیپلماسی عمومی

 

در حال حاضر ایالات متحده قوی‌ترین کشور جهان در عرصه‌ی به کارگیری دیپلماسی عمومی است. فرانسه نیز مهم‌ترین فرهنگ سنتی را در روابط بین فرهنگی داراست. چین دارای سابقه‌ی تاریخی و پیشینه فرهنگ سنتی است و در جامعه‌ی بین‌الملل به عنوان یک قدرت بزرگ مطرح است. در امریکا دیپلماسی عمومی بخش مهم استراتژی کشور را تشکیل می‌دهد. هدف آن تعیین موقعیت ایالات متحده به عنوان «فانوس دریای تمدن جهان» و کسب احترام ، اطاعت و حفظ پرستیژ داخلی و بین‌المللی برای تداوم هژمونی آن در جهان است. هدف، تعیین موقعیت ترویج دموکراسی امریکایی و ارزش‌های غربی است.
به نظر می‌رسد ورود به حوزه دیپلماسی عمومی از ملزومات حرکت پویا در عرصه سیاست خارجی کشورمان باشد. اما بدون شک ورود به این عرصه نیازمند دو شناخت عمده و دقیق است. یکی شناخت آنچه که قرار است برای دیگران گفته شود و دیگری شناخت پیش فرض‌های مخاطبان که تاثیر مستقیمی بر انتقال پیام به آنان دارد. ایران با پشتوانه غنی فرهنگی و باورهای اسلامی تلاش داشته است که از طریق تبادل فرهنگی و ارتباط مردمی ساختارهای فعلی را دور بزند. البته برای این تغییر لازم است که سرمایه‌گذاری مناسبی در عرصه رسانه و حوزه فرهنگی انجام گیرد و سیاست خارجی کشور به سمت دیپلماسی عمومی سوق داده شود. بدون شک ایران در میان کشورهای مسلمان حرف بسیاری برای گفتن دارد بنابراین باید مرز ارتباطی قویی برای دیپلماسی عمومی ایجاد کند.

دیپلماسی عمومی کشور زمانی می‌تواند کارآمدی خود را اثبات کند که از پشتوانه‌ی منابع اقتصادی قوی و نیز منابع علمی و تکنولوژی پیشرفته همراه با منابع رسانه‌ای فراگیر و گروه‌های مدنی برخوردار باشد. هدف اساسی از به کارگیری دیپلماسی عمومی تاثیرگذاری بر افکار عمومی دیگر کشورها و نیز ارتقای امنیت ملی است. لزوم دفاع از کشور در مقابل تجاوز دیگران، از اهداف و اولویت‌های اولیه‌ی هر کشوری است به طوری‌که در دنیای کنونی که کشورهای مختلف نیازهای امنیتی خویش را در ورای مرزهای جغرافیایی پیگیری می‌کنند و تامین امنیت خود را در شرایط و مقتضیات محیط بین‌المللی می‌دانند، اینجاست که پیوند دیپلماسی عمومی و امنیت ملی مشخص می‌شود.

 

(نتیجه گیری)

 

از 1990 به بعد عرصه های طبیعی و انسانی با وجوهی از تکنیک های جدید رام کردن و کنترل مواجه شد که انقلابی در عرصه های مختلف به وجود آورد. تکنولوژی براساس آنچه مک لوهان می گوید ادامه حواس آدمی است. تکنولوژی های اطلاعاتی و کوانتومی توانستند روندهای هوشمندی در زندگی بشر به وجود آورند.(28:2400,Nye) روندهایی که هر چند خالق آنها انسان بود اما دارای وجوهی از جانداری و حیات خودکفا بودند که در نظریه شعور هستی قابل بررسی است. دوگانگی عین و ذهن که در پدیدار مدرنیته مکانیکی و فیزیکی قابل طرح بود اکنون در عصر کوانتوم و اطلاعات به هم خورد و انسان از طریق وجهی دیگر به نام عرصه مجازی، سایبری و اطلاعاتی که در آن زمان و مکان معنای فیزیکی خود را از دست داد، روبه رو شد. عدم قطعیت، اختیارگرایی شدید، شعور داشتن هستی، کنش دار بودن موضوع شناسا، رد شدن بی طرفی انسان و علم خنثی، قصدیت فاعل شناسا و کم شدن محدودیت های زمان و مکان در محیط بی کران سایبر، از پدیدارهای عمومی عصر اطلاعات است. عصر اطلاعات با تکنولوژی های کوانتومی و دیجیتالی به تدریج همه وجوه زندگی انسانها از خانه، دانشگاه، پزشکی، اقتصاد تا سیاست و فرهنگ و روابط بین الملل را پوشش می دهد با این پیش فرض که رخدادهای عصر اطلاعات شتابی بسیار بالا دارند.

سیاست در عصر اطلاعات به صورت انقلابی تغییر وجه می دهد. اگر در فلسفه سیاسی از هابز و ماکیاول تا فوکو، گیدنز به خصوص آگامبن و دلوز مفهوم قدرت را بررسی کنیم چرخش ناگهانی اواخر قرن بیستم را از قدرت مکانیکی و لویتانی به قدرت نرم و سازه ای مشاهده می کنیم. با به وجود آمدن عصر اطلاعات به شکل انفجاری، قدرت از هسته کاملا تفکیک شده دولت، خارج می شود و به سمت قدرت های ریز شده و روزمره ای چون زبان، جنسیت، ناخودآگاه و نمادها حرکت می کند. سکولاریسم بسیار تفکیک شده و خشنی که در جدایی عین/ ذهن، عرصه خصوصی/ عمومی، حیات دولتی/ شخصی، سیاست جسمانی/معنوی... وجود داشت به ناگاه به هم می ریزد و بزرگترین نتیجه آن این است که انحصار دولت ملی در تولید و توزیع ارزش، قدرت و ثروت کاسته می شود و شرکت های چندملیتی، شهر-دولت های جهانی، شهروندان جهانی، جنبش های گوناگون جهانی، قومیت ها و حاشیه های فراملی و فروملی نیز سهمی در عرصه های گوناگون قدرت به دست می آورند. قدرت بر اساس پژوهش ها و تحقیقات جوزف نای، ایمانوئل کاستلز و جیمز روزنا به خوبی دگرگونی در بخش قدرت داخلی و به خصوص قدرت خارجی را نشان می دهد. قدرت، دیگر منبعی قراردادی و فیزیکی در لایه های بروکراتیک و مکانیکی نیست. قدرت در شکل ارتباطات میان انسان ها و پخش شده در روابط انسانی زندگی روزمره بازتولید و پخش می شود و دارای جوهره ها و شالوده های غایی و از پیش تعیین شده در کلان روایت ها نیست بلکه اطلاعات یکی از مهم ترین منابع قدرت محسوب می شود. علم سیاست نیز به بررسی دموکراسی سایبری، جنبش های مجازی، دیپلماسی عمومی، دولت الکترونیک، شهروندخبرنگار، جامعه مدنی مجازی... می پردازد که در دوران مکانیکی معمول نبود. دیپلماسی در عصر اطلاعات با توجه به پیدایش رسانه ها و فضای مجازی از شکل سنتی و رسمی خارج شد و به سمت پدیدارهای نوینی مثل دیپلماسی عمومی حرکت کرد. دیپلماسی عمومی با قدرت نرم سر و کار دارد و با توجه به اهمیتی که سازه ها، نمادها و فرهنگ ها در عرصه روابط بین الملل دارند، تاکید این نوع از دیپلماسی علاوه بر دولت ها به سمت جنبشها، افکارعمومی، شهروندان و بازیگران فرا و فروملی است و به این علت که نمی توان امرعمومی را مخفی کرد. شکل دیپلماسی تغییر کرده است. عرصه عمومی جهانی با توجه به آغازشدن روابط بین الملل در عرصه سایبری آنقدر تغییر پیدا کرده است که سیاستمداران، دنباله رو افکار عمومی شده اند. قدرت در روابط بین الملل به دست کشورهایی است که می توانند با استفاده از فرهنگ، زبان و تکنولوژی های نمادین، در یک رابطه چندسویه کشش های ناخودآگاهی ایجاد کنند. کاری که شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک، تویتر، فرندفید یا زبان انگلیسی برای آمریکا انجام می دهند. رسانه ها و به خصوص فضاهای الکترونیکی و مجازی باعث شده اند که شهروندان با عبور کردن از محدودیت های مکانی و زمانی به تولیدکنندگان نمادها تبدیل شوند. رسانه ها برخلاف دوره قبل مخاطب محور شده اند و با توجه به خاص شدن عام و عام شدن خاص در فرایند جهانی شدن، شهروندان جهانی، جنبش های جهانی بازیگران جدید در دیپلماسی محسوب می شوند. قدرت نرم توانایی اثرگذاری بر دیگران است به شکلی که صورت ناخودآگاهی دارد و باعث می شود دیپلماسی در مراودات و ارتباطات معنی دار باشد و در این فضا اخلاق و راستی اهمیت بسیار زیادی دارد. افکار عمومی مثل زبان سازه های جمعی و جبری هستند که یک طرفه و اجباری ایجاد نمی شوند بلکه باید مبتنی بر جهان زیست های مبتنی بر کنش ارتباطی باشند. اگر در دیپلماسی عمومی که مبتنی بر استفاده از قدرت نرم برای شکل دهی افکار عمومی است، سو»استفاده، دروغ و تحریف صورت بگیرد، قدرت نرم بر ضد واحد و بازیگر سیاسی به کار گرفته خواهد شد چرا که در محیط سایبر هیچ امری مخفی نمی ماند و در اثر گذشت زمان نابود نمی شود . پدیدار دیپلماسی عمومی با دیپلماسی مکانیکی و رسمی بسیار تفاوت دارد و برخی از پژوهشگران این دو شکل را به عنوان تفاوت میان سیاست واقعی و سیاست سایبری می شناسند. در سیاست واقعی دولت ها بازیگران اصلی هستند و منبع آن قدرت سخت است به گونه ای که قدرت بازی با حاصل جمع صفر می باشد. در حالی که در دیپلماسی سایبری و عمومی بازیگران غیردولتی مهم قلمداد می شوند و اولویت با قدرت نرم است و اگر کشوری در عرصه سایبری فعالیت نداشته باشد، انگار وجود ندارد و به حاشیه می رود. بازی با مکانیسم های دیپلماسی عمومی به مثابه امکان باخت- باخت و برد-برد است. برخلاف دیپلماسی قدیمی که مبتنی بر سیستم آنارشیک و رویه های تنازع آمیز بود، در دیپلماسی عمومی مبتنی بر منافع، همکاری و هارمونی منتج از ارتباطات است. در دیپلماسی های مکانیکی اخلاق وجود نداشت و موازنه قوا برای امنیت دولت- ملت ها ضروری بود در حالی که در دیپلماسی عمومی منافع مشترک لزوم اخلاقی بودن را ایجاب می کند و نوعی توازن مسوولیت وجود دارد.

 



 

منابع

 

سلطانی فر  محمد دیپلماسی نوین و روابط عمومی الکترونیک انتشارات سیمای شرق بهار1389

اخوان زنجانی داریوش جهانی شدن و سیاست خارجی انتشارات وزارت امور خارجه تهران 1381

C:\Users\site\Documents(1\دیبلماسی\وب 2_0 ،فضای مجازی و ابزار دیپلماسی عمومی - بررسی استراتژیک Strategic Review.mht

C:\Users\site\Documents(2\دیبلماسی\نقش ديپلماسي عمومي در جنگ نرم براندازي در سكوت – Gerdab_ir.mht

C:\Users\site\Documents(3\دیبلماسی\نقش دیپلماسی عمومی در جنگ نرم - پردیس.mht

C:\Users\site\Documents(4\دیبلماسی\مهم‌ترين ابزار ديپلماسي فرهنگاي جهت تسخير افكار عمومي دنيا  جنگ نرم و عملیات روانی.mht

C:\Users\site\Documents(5\دیبلماسی\مفاهیم دیپلماسی چیست؟.mht

C:\Users\site\Documents(6\دیبلماسی\رسانه ها مهمترین ابزار دیپلماسی فرهنگی هستند.mht

C:\Users\site\Documents(7\دیبلماسی\ديپلماسي و رفتار سياسي در اسلام.mht

C:\Users\site\Documents(8\دیبلماسی\ديپلماسي چيست؟ و در تاريخ چه جايگاهي دارد؟ - جستاری در گیتی.mht

C:\Users\site\Documents(9\دیبلماسی\دیپلماسی دیجیتالی و تاثیر آن بر سیاست خارجی  جنگ نرم و عملیات روانی .mht

C:\Users\site\Documents(10\دیبلماسی\دیپلماسی ایرانی - کارل مارکس و قضیه جدائی هرات از ایران.mht

C:\Users\site\Documents(11\دیبلماسی\دیپلماسی اسلامی در جهان پسامدرن - اندیشه ایرانی.mht

C:\Users\site\Documents(12\دیبلماسی\اندیشه وجامعه - مهم ترین ابزار دیپلماسی فرهنگی.mht

C:\Users\site\Documents(13\دیبلماسی\اخبار ايران و جهانخبرگزاري فارس  Farsnews.mht

14) C:\Users\site\Documents\دیبلماسی\d.mht

15) C:\Users\site\Documents\دیبلماسی\a.mht