آموزش دانشگاهی روابط عمومی در ایران؛ نیم قرن تجربه

تاریخ انتشارخبر :پنجشنبه 30 اردیبهشت 1400
آموزش دانشگاهی روابط عمومی در ایران؛  نیم قرن تجربه

 

 

حسین افخمی[1]

مقدمه

بیش از نیم قرن از آموزش دانشگاهی روابط عمومی در ایران می گذرد و جهان در آستانه صدمین سال تجربه ای مشابه قرار دارد. نیم نگاهی به تجربه ملی و روند جهانی آن نشان می دهد که توسعه آموزش این رشته در ایران هر چند در آغاز در مقایسه با وضعیت کشورهای منطقه پیشگام بوده است، اما در گذر زمان تحت شرایطی بسیار کند و با افت و خیزهایی همراه شده است. به طوری که به رغم تحولات شگرف فناوی های ارتباطی، تغییرات سیاسی و برخی ضرورت های اجتماعی، هنوز آموز ش آن در سطوح کاردانی و کارشناسی قرار دارد. این در حالی است که در سایر رشته های مشابه از جمله علوم ارتباطات، رسانه ها و علوم اطلاعات رشد درخور توجهی در سطح دانشگاههای کشور مشاهده می شود. راه اندازی دوره کارشناسی ارشد روابط عمومی یکی از مطالباتی است که اولین بار در بیانیه ده ماده ای پایانی گردهمایی مدیران روابط عمومی سازمانهای دولتی در سال 1363 مطرح شد، ولی این بند بیانیه هنوز به عمل درنیامده است. در این دوره طولانی، جهان ارتباطات متحول شد و کهکشان پنجم (اینترنت) نیز فرارسید و «روز جامعه اطلاعات» جایگزین «روز مخابرات» شد. روز ملی «ارتباطات و روابط عمومی» هم به تقویم فرهنگی کشور اضافه شد. استادان و مدرسان پیشگامی همچون زنده یاد حمید نطقی (بنیانگذار رشته روابط عمومی و اولین سرپرست دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی پس از انقلاب 57)، حسین عماد افشار، کاظم معتمدنژاد، خسرو یحیایی و هوشنگ عباس زاده پس از سالها تدریس از این جهان هجرت کردند و برخی از آنها نیز به افتخار بازنشستگی نائل شدند. این جستار مروری بر یک تجربه به قدمت نیم قرن است که موضوع آموزش روابط عمومی در دانشگاهها را نقد و بررسی می کند.

رقم دقيقي از تعداد دانش آموختگان دوره های کاردانی و کارشناسی این رشته و یا شاغلان حرفه روابط عمومي در دست نيست. بر اساس آمار ظرفیت پذیرش دانشجویان این رشته مندرج در دفترچه کنکور سال 1397 ، رقمی حدود 7000 نفر دانشجو در آن سال پذیش شده اند که سهم دو دانشگاه دولتی (علامه طباطبایی و گلستان) در حد 100 نفر به صورت روزانه و شبانه بوده است و بقیه به سایر مراکز آموزشی از جمله دانشگاههای جامع، پیام نور، آزاد اسلامی و غیر انتفاعی اختصاص داشته است. بنابراین، تعداد فارغ التحصیلان دوره کارشناسی به چند ده هزار نفر می رسد و تعداد شاغلان را نیز عددی چهار رقمی نمایندگی می کند. علی میرسعید قاضی (1377) از مدرسان پیشکسوت تعداد شاغلان را بالغ بر 50 هزار نفر ذكر می کند. هرچند آمار فعالان حرفه ای و عضو در انجمن های مرتبط با روابط عمومی هنوز بسیار اندک است و هیچ تناسبی با رقم دانش آموختگان و شاغلان آن ندارد. این تفاوت فاحش هم می تواند یکی از نشانه های توسعه نیافتگی آموزش است.

  • آموزش در سایه تحولات اجتماعی

    توسعه آموزش روابط عمومي در يك جامعه را نمي توان جدا از تحولات اجتماعي آن بررسي كرد. کارل بوتان (1992) در مقاله ای زیر عنوان «روابط عمومي بین المللی: نقد و صورتبندی مجدد» به چهار عامل زمينه ای شامل زير ساختهاي ارتباطي، قواعد بازار، ثبات سياسي و همگوني زبان و فرهنگ در شکل گیری و رشد و توسعه آموزش روابط اشاره می کند. به باور وي هرچقدر در يك جامعه ميزان توسعه يافتگي بيشتر باشد، روابط عمومي به ”فرايند“ نزديكتر است و تأكيد روي نقش چهارم مورد نظر جيمز گرونيگ يعني گفتگو، مصالحه و مذاكره خواهد بود. برعكس در كشورهاي كمتر توسعه يافته روابط‎عمومي به ”برنامه“‌هاي اطلاع رساني، رویکردهای اقناعي و کارزار ارتباطات عمومي تبديل مي شود. در اینجا می توان گفت فعالیت حرفه روابط‎عمومي در كشور ما هنوز به فرآيند تبديل نشده است و در دوران اقناع و تبليغ قرار دارد.

    دهه 1340 شمسي در تاريخ تحولات اجتماعي ايران از اهميت ويژه اي برخوردار است. در اين دهه اصلاحات اجتماعي و اقتصادي با ايجاد نهادها و مؤسسات مدرن در بخش دولتي و همچنين توسعه صنايع مونتاژ و رشد واحدهاي تجاري آغاز مي شود. همزمان برنامه هاي توسعه بخشي ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي به ابتكار يونسكو و با حمايت آمريكا در كشورما و برخي از كشورهاي آسيايي و آفريقائي نظير تركيه، مصر، فيليپين و كره در جريان است. آموزش عمومي، بهداشت عمومي، مبارزه با بيسوادي، ترويج كشاورزي، اصلاحات ارضي و عمران روستايي از دغدغه هاي عمده دولتمردان اين دوره است. از اينرو توسعه كمي وسايل ارتباط جمعي در اولويت برنامه هاي دولت قرار مي گيرد و براي عملي كردن اين برنامه ها، آموزش روابط عمومي و روزنامه نگاري در سطح دانشگاهي به اجرا در مي آيد. نگرش توسعه اي به ارتباطات كه نظريه غالب اين دوران در ايران و جهان است در شكل‎گيري دوره و برخي از واحدهاي درسي آن حاكي از نگرش ابزاري به كاربرد روابط عمومي و توجه به كاركرد تبليغي آن مي باشد. ( رشيد پور: 1347؛ و اميني : 1350)

    پيدايش رشته هاي درسي دانشگاهي در ايران با نوگرايي دوران پهلوي اول و تأسيس اولين دانشگاه آغاز مي شود. همچنين اولين تكدرس علوم اجتماعي زير عنوان ”جامعه شناسي آموزش و پرورش“ در سال 1325 در دانشسراي عالي ارائه مي شود. پس از آن دانشگاه تهران اولين دوره كارشناسي علوم اجتماعي را در سال 1337 تأسيس مي‎كند و اوج راه اندازی رشته هاي علوم اجتماعي در دهه 1340 صورت مي گيرد؛ بطوريكه طي سالهاي 50-1340 در چندين دانشگاه كشور از جمله تهران، شيراز، اصفهان، مشهد، تبريز، ملي و دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي و چند مركز آموزشي ديگر، دوره هاي كارشناسي جامعه شناسي، جمعيت شناسي، مردم شناسي، رفاه اجتماعي، روابط عمومي، روزنامه نگاري، تعاون، بازاريابي، مديريت، جهانگردي، خدمات اجتماعي، توسعه ملي و برنامه ريزي اجتماعي راه اندازي مي شوند. بنابراين، تأسيس اولين دوره كارشناسي روابط عمومي در سال 1346 مي تواند در چارچوب توسعه رشته هاي علوم اجتماعي در كشور مورد بررسي قرار گيرد. این دهه همزمان است با تحولات اجتماعی مرتبط با اصلاحات مورد نظر در اصول «انقلاب شاه و ملت» که در بعد نظری و عملی با دانش اجتماعی گره می خورد. می توان گفت بخش عمده ای از دانش پایه و مهارتهای روابط عمومی در این دوره تا سقوط پهلوی دوم شکل می گیرد. بنابراین، مرحله اول آموزش روابط عمومی در این دوره شکل می گیرد که تبلیغات توأم با تشریفات بر رفتار حرفه ای مسلط است.

  • انقلاب، جنگ و تحولات سیاسی

    مرحله دوم متأثر از تحولات سیاسی است. با انقلاب بهمن 1357 نظريه توسعه بخشي ارتباطات و به پيروي از آن روزنامه نگاري توسعه اي و روابط عمومي توسعه اي را آنطور كه در دهه چهل و پنجاه در ايران و فيليپين مرسوم شده بود، مورد پرسش قرار گرفت. در مقابل، توجه به موضوع ارتباطات سنتي در كشورهاي آسيايي و همچنين ايران كه از اواسط دهه پنجاه مورد توجه برخي از صاحبنظران قرار گرفته بود، از سالهاي 1358 به بعد شدت گرفت ( فتحي: 1358 ؛ مولانا: 1978 ؛ سربرني محمدي و محمدي: 1994). فرداي انقلاب، ارتباط گران سنتي و فعالان سياسي به رسانه هاي ارتباط جمعی دسترسي پيدا كردند. اختلاف بر سر چگونگي اداره این رسانه ها، هم حرفه ارتباطات را دستخوش تغييرات كرد و هم آموزش آن را در معرض تهديد قرار داد. به طوري كه در اندك مدتي آموزش اين رشته را با كمبود كارشناسان ورزيده و استادان توانا روبرو ساخت و به تدريج انتقال دانش و تجربه از نسلي به نسل ديگر را دچار وقفه كرد. پس از مدتي با بروز بحران آموزشي و فرهنگي در دانشگاههاي كشور در سال 359 ، سرنوشت رشته روابط عمومي به ساير رشته هاي علوم اجتماعي گره خورد و البته جزء اولین قربانی بود. يعني با تعطيلي دانشگاهها در سال 1359، دوره اول آموزش دانشگاهی كارشناسي رشته روابط عمومي در ايران پس از 13 سال با تربيت تعداد 1117 نفر فارغ التحصيل خاتمه يافت.

    مرحله سوم مرتبط با سالهای دوره جنگ ایران و عراق است. جنگ ها معمولا به تبلیغات نیاز دارند و سانسور و کنترل اطلاعات نیز لازمه مدیریت اطلاعات در زمان جنگ است. در سال 1364 ، گرايش ارتباطات اجتماعي در چارچوب رشته علوم اجتماعي بازگشایی شد كه فقط سه واحد درس اصول روابط عمومي و دو واحد درس افکار عمومی از دروس تخصصی رشته را داشت و 35 واحد درس مشترك آن به ارتباطات و روزنامه نگاري اختصاص داشت. مرحله چهارم با پایان جنگ سرد و تحولات سیاسی جهانی از جمله سقوط بلوک شوروی و پایان حکومت آپارتاید در آفریقای جنوبی همزمان می شود. از این دوره تعریف جدیدی از روابط عمومی، و نقش آفرینی رژیمهای مبتنی بر نئولیبرال در جهان آغاز می شود. در دانشگاههای روسیه و کشورهای سوسیالیستی سابق و چین در رویکرد به آموزش روابط عمومی موجی از تغییرات مشاهده می شود. در آموزش عالی ایران نیز رشته منحل شده، مجدداً در سال 1368 و این بار هم زیر چتر علوم اجتماعی با عنوان کارشناسی رشته «علوم ارتباطات اجتماعي» با گرايش روابط عمومي تأسیس شد. در گرایش بازنویسی شده، تعداد 20 واحد تخصصي روابط عمومي و 40 واحد مشترك در زمینه علوم ارتباطات در كنار گرايش روزنامه نگاري گنجانده شد.

  • تحولات فناوری، توسعه و بومی گرایی

مرحله پنجم وششم به ترتیب تحولات فناوری مبتنی بر اینترنت در جهان و دولتهای پس از جنگ در داخل کشور را شامل می شود که در آنها رویکرد توسعه اقتصادی و سیاسی است یعنی در سالهای دهه 1370 انتظارات از روابط عمومی و نقش کلیدی ارتباطات در توسعه نوعی تقاضای جدید را در دولت و عرصه عمومی بوجود می آورد. درهمین سالها دوره های ارشد و دکترای علوم ارتباطات هم پایه ریزی می شود. رشته کارشناسی روابط عمومی و روزنامه نگاری دوباره مستقل و بازگشایی می شوند. تابلوی دانشکده علوم ارتباطات بر سر در ساختمان خیابان کتابی نصب شد ولی هرگز دانشکده ای شکل نگرفت و حتی گروه آموزشی هم تأسیس نشد. در این دوره دانشگاههای غیر دولتی هم به راه اندازی رشته روابط عمومی روی آوردند. آموزش رسمي روابط عمومي در سطح كارشناسي به صورت گرايش مصوب سال 1368 در دانشگاه آزاد اسلامي تهران و سپس در برخی از شهرها شروع شد. همچنين دانشگاه جامع نیز از سالهای اواخر دهه 1370 به راه اندازي دوره هاي كارداني و كارشناسي ناپيوسته با شرح درسی اندکی متفاوت اقدام کرد.

توسعه رشته هاي ارتباطات در ساير دانشگاهها از جمله رشته فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه امام صادق، ارتباطات با گرايش روزنامه نگاري در دانشگاه تهران، خبرنگاري در دانشكده خبر وابسته به خبرگزاري جمهوري اسلامي و كارشناسي ارشد علوم ارتباطات در دانشگاههاي علامه طباطبائي، تهران، آزاد اسلامي و دانشكده صدا و سيما و كارشناسي ارشدتبليغات بازرگاني در دانشكده صدا و سيما، موجب تقويب بدنه علمي و پژوهشي و دانش عمومی مورد نیاز اين رشته را فراهم کرده است . با وجود اين،گرچه دروس عمومي و مشترك رشته نسبت به گذشته از غناي بيشتري برخوردار شد، ولي از نظر تغيير در كيفيت دروس تخصصي آن و استقلال رشته روابط عمومی تغییرات عمده ای مشاهده نمی شود. سایر برنامه های آموزشی نیز قابل ذکر است از جمله: دوره هاي آموزشي يكساله مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها،كه براي روزنامه نگاران و شاغلان در دفاتر روابط عمومي طراحي شده بود و دوره هاي كوتاه مدت آموزش روابط عمومي كه از سوي اداره كل تبليغات وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي، مركز مديريت دولتي، جهاد دانشگاهي و يا رأساً توسط سازمانهاي دولتي و خصوصي برگزار مي شود. اغلب اين مراكز ازمنابع علمي مشترك و مشابه برخوردارند و به علت محدود بودن تعداد استادان و مربيان، اينگونه چهره هاي آشنا در همه جا ديده مي شود

  • رسانه های اجتماعی، بحران و مخاطره

مرحله هفتم در ادامه توسعه شتابان فناوری های ارتباطی و رسانه های شکل گرفت و موجب رشد و گسترش کمی مراکز آموزش رشته های ارتباطات در سراسر کشور شد. برای اولین بار یکی از دانشگاههای سراسری در استانها (دانشگاه گلستان ) اقدام به راه اندازی دوره کارشناسی روابط عمومی کرد. همزمان بیش از ده رشته جدید کارشناسی ارشد با بن مایه «ارتباطات، فرهنگ و رسانه ها» راه اندازی شدند. رشته های جدید ارتباطات با تمرکز بر تبلیغات و رسانه ها در دانشگاههای تخصصی مانند صدا و سیما، علوم انتظامی، جامعه المصطفی، دانشگاه رضوی و سوره از این جمله اندراه اندازی شد. در این دوره علاوه بر دانشکده های علوم اجتماعی، دانشکده های مدیریت و علوم انسانی هم به استقبال رسانه ها آمدند. رشد سریع رشته «مدیریت رسانه» در سطح کارشناسی ارشد و دکترا از سایر رشته ها پیشی گرفت. این موج که در دولت نهم و دهم آغاز شده بود در دو دولت بعد هم ادامه یافت.

کلید واژه ها دروس تخصصی هیچکدام از این رشته ها اشاره ای به دروس تخصصی رشته روابط عمومی ندارد. در برنامه درسی رشته کتابداری یک تکدرس روابط عمومی قرار گرفت. یک درس اختیاری هم با عنوان مدیریت روابط عمومی در بازنگری سرفصل دروس ارشد مدیریت رسانه اضافه شد. دانشگاه تهران در پردیس خودگردان اقدام به تأسیس دوره کارشناسی ارشد (MBA)  روابط عمومی کرد. دهها کنفرانس، سمینار، و گردهمایی آموزشی در سطح ملی و بین المللی در تهران و شهرستانها برگزارشد. بیش از پنج مجله علمی تخصصی در زمینه روابط عمومی مجوز نشر گرفت و منتشر شد. تعداد کتابهای تخصصی روابط عمومی از صد عنوان گذشت. در دانشگاه علامه طباطبایی در سال 1394 گروه آموزشی مستقل روابط عمومی تأسیس شد. در  این جدال برای بقا، سرانجام دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی ساختمان 50 ساله کتابی را به دانشکده علوم اجتماعی واگذار کرد و در پردیس دانشگاه در دهکده المپیک مستقر شد. پس از بازگشایی مجدد، راه اندزی دوره ارشد روابط عمومی نیز برای باردیگر با جدیت بیشتری دنبال شد.

در روزهای پایان دولت دوازدهم هستیم و برنامه پیشنهادی دوره کارشناسی ارشد روابط عمومی که در دولت دهم از سوی دانشگاه علامه طباطبایی برای بررسی و تصویب به سازمانهای تصمیم گیرنده و مراجع ذیصلاح ارسال شده است، پس از رفت و امدهای مکرر و تغییرات اساسی همچنان در انتظار مهر تأیید نهایی برای راه اندازی است. در این برنامه پیشنهادی برای دوره کارشناسی ارشد این رشته پنج گرایش زیر عنوانهای «اموربین الملل»، «امور اجتماعی»، «امور فرهنگی»، «صنعت و تجارت»، «و رسانه های اجتماعی»، پیش بینی شده است. در مجموع 52 عنوان درس، دوره کارآموزی و پایان نامه، 6 عنوان درس تخصصی اصلی مشترک، 20 عنوان درس تخصصی در پنج گرایش و 24 عنوان درس تخصصی اختیاری پیش بینی شده است.

جمع بندي و پيشنهادها

مروری بر نیم قرن تجربه آموزش دانشگاهی نشان داد كه علاقه دوره های آموزشی روابط عمومی رو به افزایش است. منابع آموزشی چه در قالب کتاب درسی و چه به صورت نشریات حرفه ای رو به ازدیاد است. نیاز بازار کار بر اثر توسعه رسانه­ها، يا سياره اي شدن ارتباطات، نقش روز افزون ارتباطات مجازی در زندگی روزمره، اشتغال دیجیتال و توجه به فعالیتهای روابط عمومي رو به افزايش است. فناوری های جدید، مفاهیم و نظریه های ملهم از آنها، و نقش توسعه بخش فناوريهاي جدید ارتباطي، زمینه های بیشتری را برای آموزش نوین روابط عمومي فراهم كرده است. از سويي ديگر، دوران کارشناسان همه فن حریف در پست های سازمانی و در قامت مدیر و كارشناس روابط عمومي نيز سپري شده است. می توان نتیجه گرفت که آموزش نوین روابط عمومی همچنان نیاز داوطلبان تحصیل در رشته روابط عمومی و شاغلان حرفه ای آن خواهد بود. در زمینه بهبود آموزش و پژوهش آن موارد زیر توصيه می شود:

  • کمک به تقویت نظارت مدنی، علمی و حرفه ای در اجرای مقررات اداری و استخدامی با هدف رشد و بالندگی حرفه روابط عمومی در ارتباط با نقش و جایگاه اجتماعی، سازمانی و تعامل بارسانه ها؛
  • توسعه دوره های تحصیلات تکمیلی ارشد و دکترا با تأکید بر تخصصي شدن گرايشهاي رشته روابط عمومي، با هدف تربیت نیروی توانمند و تولید دانش بومی از طریق انتشار یافته های علمی؛
  • ایجاد مراکز پژوهش در روابط عمومي از طريق توسعه همكاري ها بين مراكز دانشگاهي و بخشهاي عمومي، صنعت و خدمات و توسعه مراکز تحقیقاتی غیر دولتی در زمینه رسانه ها، تبلیغات و بازاریابی؛
  • تقويت انجمن هاي علمي، حرفه اي و دانشجويي روابط عمومي، بازآموزي كاركنان واحدهاي روابط عمومي سازمانها و توجه بیشتر به دروس کارآموزی و کارورزی؛
  • تدريس تكدرس هایی مانند ارتباطات انسانی، ارتباطات جمعی و رسانه های جدید، اصول روابط عمومي، مديريت و روابط عمومي، و فنون روابط عمومي در دروس عمومی و پایه سایر رشته هاي علوم اجتماعي و علوم انساني؛ و دروس مهارتهای ارتباطی و سواد رسانه ای در سطح مدارس متوسطه.

درپایان این می توان در سطح خرد نیز مواردی چون تغيير در شرايط گزينش دانشجو، تقويت كادر آموزشي هيأت علمي روابط عمومي، انتشار متون آموزشی جديد، تأمين فضا و تجهیزات مناسب آموزشي، جلب‎همكاري‎ و حمايت‎ صنعت و تقويت نشريات تخصصي و انتشار مجلات علمي پژوهشي در دانشگاهها را می توان توصیه کرد.

 

منایع:

افخمي حسين ( 1377)، « اهميت آموزش در روابط عمومي » ، ماهنامه روابط عمومي ،شماره 2 ، ص 23-18 .

اميني محسن (1377)، « مشكلات روابط عمومي در ايران : ناهمگوني فرهنگي ، ساختار غلط و نقص سيستم آموزش » ، هنر هشتم ،ص 29-24

باقريان مهدي ، (1377)، « سيماي روابط عمومي در نظام آموزش عالي كشور »، فصلنامه تحقيقات روابط عمومي، 2 (1) ص 36-29.

بوتان كارل و وينسنت هزلتون (1378)، نظريه هاي روابط عمومي ، ترجمه عليرضا دهقان ، تهران : مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها.

رفيعي نژاد طاهره (1377)، « نقدي بر شيوه هاي آموزش دانشگاهي روابط عمومي » ، فصلنامه تحقيقات روابط عمومي ، 1(1) ص 36-29 .

سيد محسني، سيد شهاب الدين (1379)، « توسعه آموزش و تحول در روابط عمومي » ، هنر هشتم ، شماره 19 ، ص 2-22.

خجسته نيا محمد و نوشين دهقي (1376)، « نگرش مديران كل روابط عمومي به فارغ التحصيلان رشته روابط عمومي»، هنر هشتم ، شماره 6 تابستان 1376 ، ص 84-70 .

كمالي پور يحيي و مهدي محسنيان راد ( 1377)، « روابط عمومي در ايران و نويد آينده اي اميدبخش» ، ترجمه علي ميرسعيد قاضي ، هنر هشتم ، شماره 10 ، ص 25-18 .

ميرسعيد قاضي، علي ( 1376)، « آموزش روابط عمومي در ايران » ، روابط عمومي در چهارده گفتار ، به كوشش حسين نصيري و محمد خجسته نيا ، تهران : اداره كل تبليغات ( وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ) ، صص 22-7.

ميرسعيد قاضي، علي ( 1375)، « اولين كتاب و اولين دوره آموزش روابط عمومي » ، هنر هشتم ، 3، پائيز 1375 ، ص 9-88 .

ميزگرد ( 1377)، « آموزش دانشگاهي ” هنر هشتم “‌» ، كتاب سال روابط عمومي ، ص 31-26.



[1] مدیر گروه آموزشی روابط عمومی دانشگاه علامه طباطبایی - متن حاضر بخشی از سخنرانی ارائه شده در برنامه مجازی انجمن روابط عمومی استان اصفهان در روز 22 اردیبهشت 1400 است.