آیا گوش شنوایی هست ؛ یعنی چه؟!؟

تاریخ انتشارخبر :یکشنبه 29 خرداد 1401
آیا گوش شنوایی هست ؛   یعنی چه؟!؟

آیا گوش شنوایی هست ؛ 
 یعنی چه؟!؟ 

از : دکتر حسن خسروی. مدرس دانشگاه و مولف کتاب روابط عمومی و ارتباطات. 

من مدیران سازمانها و روابط عمومی آنها را از حیث درجه و میزان“ شنوایی “ به چهار دسته تقسیم بندی میکنم:
1 - مدیر ناشنوا ؛ روابط عمومی ناشنوا
2 - مدیر شنوا؛ روابط عمومی شنوا 
3 - مدیر ناشنوا؛ روابط عمومی شنوا 
4 - مدیر شنوا؛ روابط عمومی ناشنوا. 
خوشبختی و سعادت در جایی است که سازمان؛ یک روابط عمومی شنوای فهیم کاربلد دارد و همه چیز را با تحلیل و راهکار مناسب به گوش مدیریت رسانده و مدیر شنوا هم حرف حق را می‌پذیرد و عاقلانه و عالمانه به حق عمل می‌کند و سازمان می‌شود گل و بلبل. 
بدبختی و شقاوت در جایی است که روابط عمومی تعطیل باشد و فاقد تخصص و گوش شنوایی هم نداشته و هر آنچه دلبخواه و صلاح خود است ( درست یا نادرست) با هزار جور دوز و کلک  به خورد رئیس و مدیر سازمان می‌دهد. مدیر سازمان هم اگر که  تعطیل باشد و غیر متخصص؛ نااهل باشد و گوش شنوا هم نداشته و با روزمرگی و کج دار و مریز و باری به هر جهت سازمان را اداره نماید ؛ می‌شود قوز بالای قوز و نارضایتی عمومی و ضرر و زیان. این بدترین حالتی است که می‌تواند در یک ساختار سازمانی و اجتماعی و حوزه کاری روابط عمومی و ارتباطات وجود داشته باشد. 
به نظر می‌رسد که در کشور ما آسیب‌های جدی که متحمل می‌شویم ناشی از همین مورد است که ما روابط عمومی شنوا و مدیر شنوا نداریم. 
این آسیب شناسی و تحلیل؛ خود گویای این مسئله است که روابط عمومی موفق و کارآمد رابطه مستقیمی با نوع شخصیت و نگرش و تفکر مدیر سازمان دارد و این جمله طلایی زنده یاد پروفسور حمید نطقی پدر روابط عمومی ایران را یادآور می‌شود که :  " هر مدیر ؛ لایق همان روابط عمومی است که دارد" . هر چند برد  این جمله هم نسبی است و مطلق نمی‌باشد اما در هر صورت کارکرد خود را دارد و قابل احترام و توجه است. 
بنا براین اگر می‌خواهیم سازمان‌ها و روابط عمومی ها را آباد کنیم قطعا باید مدیران متخصص مردمدار و دارای گوش شنوا را انتخاب و منصوب نماییم. یک حالت برزخ و بلاتکلیفی و عجیبی هم وجود دارد که یک  روابط عمومی شنوا داریم اما مدیر تعطیل است و بالعکس. الهی نصیب گرگ بیابان نشود این حالت که بد وضعیتی است. چه بسا روابط عمومی های بسیار قوی و خوش فکر و کاربلدی داریم که اسیر یک مدیر نالایق ناکارآمد ناشنوا می‌شوند و نمی‌توانند آنچنان که باید و شاید ظهور و بروز داشته باشند. از سوی دیگر ؛ بعضا  مدیران بسیار خوب و شنوا و کاربلدی داریم که با روابط عمومی ناکارآمد و بی‌عرضه خود می‌سوزند و می‌سازند و نه راه پس دارند و نه راه پیش. برای اینها باید آرزوی صبر بر مصیبت کرد و گشایش در امور. 
تجویز راهبردی :
هر چقدر توجه ما به جانشین پروری مبتنی بر نظام شایسته سالاری و شایسته گزینی بیشتر باشد و هر چقدر به مقوله آموزش و پرورش مدیران و کارکنان و مهارت افزایی آنها بیشتر اهتمام داشته  و هر چقدر مشارکت و همکاری و همراهی کارکنان را در تصمیم گیریها و تصمیم سازی‌های سازمانی بیشتر دخالت دهیم می‌توانیم به مقوله " شنوایی" در سازمان کمک شایانی کرده و در نهایت شاهد رضایتمندی؛ بهره وری؛ سودآوری و موفقیت در عرصه های رقابتی و... باشیم. 

حسن خسروی