روابط عمومی، پیدا و پنهان

تاریخ انتشارخبر :یکشنبه 1 خرداد 1401
روابط عمومی، پیدا و پنهان



روابط عمومی، پیدا و پنهان

 

 بار دیگر پایان اردیبهشت ماه و به بهانه روز یا هفته روابط‌ عمومی نگاهی به روابط عمومی داریم تا موقعیت آن را در کشور خود بررسی کنیم.

 

حدود ۷۰ سال پیش مسئولان و مدیران ارشد احساس کردند در دنیای غرب حرکتی انجام شده که می توانند آسانتر با مردم ارتباط برقرار کنند. عده‌ای به دور هم جمع شدند و برای جذب اعتماد مردم و ذینفعان در هر سازمان ، مشتریان در بنگاه‌های اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و به طور کلی ارگان‌هایی که با مخاطبین درونی و بیرونی سر و کار دارند جایگاهی را که برای این منظور ایجاد شده بود در کشور ما هم پیاده کنند. سازمان ها یکی پس از دیگری آغاز به راه اندازی این جایگاه کردند ولی به دلیل عدم شناخت از رسالت روابط عمومی مانند هر فعالیت وارداتی دیگر، آن را ناقص اجرا کرده و به طور کلی از مفهوم و معنی Public Relations هرچه نمی‌دانستند در شرح وظایف آن اضافه کرده اند مثل فعالیت های خدماتی ، تشریفاتی ، بازاریابی ، تبلیغات و بیش از هر فعالیت دیگری قبل از انقلاب ، فعالیت‌های تبلیغاتی و تشریفاتی به عهده روابط عمومی ها قرار داده شد. بعد از انقلاب ابتدا این فعالیتها تعطیل شد و پس از مدتی ضرورت آن را برخی احساس کردند ولی به جای تقویت وظایف اصلی روابط عمومی ، فعالیتهای خدماتی هم به آن اضافه شد. انچه در سالهای اخیر قابل مشاهده است پیروی شرکتهای خصوصی از تصمیمات دولت برای روابط عمومی هاست و چون به صورت مستمر برای دولتمردان گفته‌ایم و اعلام کرده‌ایم که روابط عمومی فقط تشریفات و تبلیغات نیست برای رهایی از موج انتقاد متخصصان روابط عمومی رفته رفته، نام آن را به اطلاع رسانی یا شورای اطلاع ‌رسانی تغییر داده و تنها بخش کوچکی از فعالیت های روابط عمومی را به عهده  این گروه قرار داده‌اند و بخش خصوصی نیز که عرصه رقابت را سالم مشاهده نمی کند به جای ارتباط با مخاطبان و ذینفعان فقط بخش تبلیغات را تقویت می‌کند تا در یک دوره کوتاه بتواند سهمی از بازار را برای خود حفظ کند. این حرکت در سال‌های اخیر فقط جفا در حق مردم و آینده سازمان است که به صورت پیدا و پنهان اعتماد و باور خود را از دست داده اند. برخی از سازمان‌ها درباره اینکه روابط عمومی داشته باشند یا نه ، دچار یک نوع تضاد شده‌اند اما برای تصمیم‌سازی برای تصمیم گیران راه دیگری ندارند حال نام آن را هر چه قرار دهند همان روابط عمومی است. سازمان ناگزیر به داشتن روابط عمومی است تمام سازمان‌ها با کلیه مخاطبان که برایشان اهمیت دارند ارتباط برقرار می‌کنند، خواه مایل باشند یا نباشند تمام سازمان‌ها باید به واکنش های کلیدی نسبت به فعالیت‌های خود گوش دهند و تصمیم‌گیری کنند که اهمیت نقش روابط عمومی را نشان می‌دهد و این روابط عمومی باید به شکلی برنامه‌ریزی شده و به طریقی سازمان یافته اداره شود ، در غیر این صورت اتفاقی یا تصادفی موجب، ناسازگاری نشده و در جهت افزایش بهره‌وری در خدمت سازمان خواهد بود. واقعیت این است که در صورت نبودن دلیل و مدرکی مغایر، سازمان آنچه می‌گوید هست یا آنچه که خود را نشان می دهد است و سازمان ها اجازه می دهند شهرت و خوشنامی آنها به طور طبیعی تکامل پیدا کند بعضی دیگر اجازه می‌دهند عموم در مورد وضع شخصیتی سازمان تصمیم بگیرند یا شاید آن ‌را به وجود آورند و برخی دیگر به ویژه آنهایی که در بخش تجاری مشارکت می‌کنند در مورد موضع خود تصمیم گیری های مثبتی انجام می‌دهند و در مورد نحوه رفتار ، نحوه تلقی دیگران از آنها و کلیه جوانب شخصیت سازمان تصمیم گیری می کنند.

 

 اگر گوش شنوا نداشته باشیم و از موقعیت جهانی امروز بی‌خبر باشیم یا خود را به بی خبری بزنیم و همه چیز و همه کس را یک طرفه قضاوت و یک طرفه تصمیم گیری کنیم شکست نتیجه آن خواهد بود. امروز نمی‌توانیم چشممان را به روی شبکه‌های مجازی ببندیم یا با آن مبارزه کنیم باید با قبول آن چه اتفاق افتاده خود را با آن همراه کنیم. نوآوری ها را بپذیریم و از نوآوری های جدید استقبال و برای پیشرفت خود استفاده کنیم. یک حرکت کوچک در یک کارخانه کوچک یا یک شرکت کوچک در کوتاه‌ترین زمان ممکن، نه تنها در سراسر ایران بلکه در سراسر جهان منعکس می شود اگر به تقویت برند و خوشنامی سازمان خود معتقد هستیم، هیچ راهی به جز تقویت روابط عمومی نداریم و در طول سالهای گذشته سازمان های ما نشان داده اند که اگر به روابط عمومی و تخصص روابط عمومی توجه نکنند راهی به جز شکست برای آنها باقی نمی ماند. مطمئن هستیم که ما در هر سازمان دو نوع سرمایه داریم. اول، سرمایه آشکار و دوم سرمایه پنهان که همان سرمایه انسانی است که مراقبت های ویژه‌ای برای آن مورد نیاز است.

کوچک کردن روابط عمومی و ندیدن اهمیت آن راهی است که در این چند سال طی کرده و محکوم به شکست شده ایم. ضرورت وجود روابط عمومی ، پاسخگویی به افکار عمومی، شناساندن سازمان به مردم و نیازهای مخاطبین ، همراه کردن کارکنان ، جلب مشارکت و اعتماد آنان برای پیشرفت های مادی و معنوی سازمان و توجه ویژه به روابط عمومی به عنوان نهادی که می‌تواند به صورت نظام مند ، برنامه‌ریزی شده و سنجیده در جهت حفظ ، گسترش و ایجاد تعامل و تفاهم با کارکنان بسیار حائز اهمیت باشد. روابط عمومی مدون و برنامه ریزی شده ، یکی از ابزارهای قوی مدیریت افکار است و به عنوان اصلی ترین حلقه ارتباط بین مدیران ، کارکنان و سازمان با مردم ، مسئولیت خطیر و اجتناب‌ناپذیر در فرآیند دسترسی مسئولین و مدیران در بخش دولتی و خصوصی در افکار جمعی را به عهده دارد.

 

روابط عمومی در کشورهای پیشرفته جایگاهی است که فراتر از بخش‌های اداری هر سازمان اعم از معاونین ، مدیران یا سایر بخش ها محسوب می شود. روابط عمومی رابط همه بخش ها و همه قسمت های مختلف یک سازمان است که با جمع آوری داده های مختلف با توجه به موقعیت جغرافیایی ، اجتماعی ، سیاسی و افکار عمومی برای مدیران هر سازمان برنامه‌ریزی و پیشنهاد می دهد تا در جهت افزایش اعتماد عمومی و خوشنامی سازمان و در نتیجه رشد و سودآوری و ترقی حرکت کرده و نقش مستقیمی در توسعه برند هر سازمان دارد.

مولانا چه زیبا در چند بیت شعر ، روابط عمومی ، مردم داری و اهمیت سازمان را تعریف کرده است.

عشق را بی معرفت معنا نکن                                             زر نداری مشت خود را وا نکن

گر نداری دانش ترکیب و رنگ                                           بین گلها زشت یا زیبا نکن

پیرو خورشید یا آیینه باش                                               هرچه عریان دیده ای افشا نکن

ای که از لرزیدن دل آگهی                                               هیچ کس را هیچ جا رسوا نکن

دل شود روشن ز شمع اعتراف                                           با کس ار بد کرده‌ای حاشا نکن

زر به دست طفل دادن ابلهیست                                         اشک را نذر غم دنیا نکن

خوب دیدن شرط انسان بودن است                                     عیب را در این و آن پیدا نکن

 پاسخگویی ، صداقت ، مردم ‌داری از مشخصات یک سازمان خوشنام است که در آن به اعتماد ، اعتقاد و باور مردم اهمیت می دهد تا بتواند موفق حرکت کند و برای پیشرفت جامعه خود تصمیم گیری اصولی داشته باشد. اگر امروز به روابط عمومی و جایگاه آن بی اهمیت باشیم و آنچه در ارگانهای ما رخ داده منجر به بی اعتمادی غیر قابل انکار است که در سازمانها از کوچک و بزرگ مشاهده می کنیم و اگر اجازه دهیم هر فرد غیر کارآمدی را در این جایگاه جذب کنیم مطمئن باشیم که راهی جز شکست، نتیجه آن نخواهد بود. یک بار دیگر به نقش مردم و ذینفعان اهمیت دهیم و مردم را باور کنیم تا در نتیجه مردم هم ما را باور کنند.                            

 

                                                                                                                   خسرو رفیعی