تعارض میان فضای واقعی و مجازی ما را از توسعه دور می‌کند. | دکتر هادی خانیکی

تاریخ انتشار :دوشنبه 9 مرداد 1396
تعارض میان فضای واقعی و مجازی ما را از توسعه دور می‌کند. | دکتر هادی خانیکی

 

 
دکتر هادی خانیکی:

تعارض میان فضای واقعی و مجازی ما را از توسعه دور می‌کند.

 

مفهوم توسعه مفهوم منجمد و ثابتی نیست و طبیعتاً از عوامل محیطی، تاریخی و فرهنگی تأثیر می‌پذیرد. اندیشه توسعه در تاریخ گاه به مفهوم سعادت نزدیک می‌شود و گاه به مفهوم عمران.

در سپهر تحولات جدید جهانی بعد از جنگ جهانی دوم ابتدا فهم اقتصادی از توسعه غلبه داشت و متأثر از دنیایی بود که جهان در آن به سر می‌برد. در واقع پس از جنگ به دنبال نوسازی کشورها فهم توسعه به صورت سخت‌افزاری و تأکید بر مسائل اقتصادی بود اما به تدریج و در پی تغییراتی که در جهان صورت می‌گیرد، وجه اجتماعی توسعه غلبه پیدا می‌کند و تاکنون وجه اجتماعی پررنگ شده است.

در این ساحت فرهنگی، توسعه عواملی مانند انقلاب اطلاعات، جامعه_اطلاعاتی و مفهوم دانایی برجسته‌تر شده است. در این میان محققان و نظریه‌پردازان توسعه و ارتباطات به ارائه طبقه‌بندی‌هایی در این خصوص پرداختند.

مثلاً تافلر از سه موج کشاورزی، صنعتی و فرا_صنعتی یاد می‌کند، همچنین مؤلفه‌های دیگری وارد مفهوم توسعه می‌شود و توسعه را بالا رفتن ظرفیت‌های مادی و معنوی و سطوح تازه‌ای از نظم و نوآوری و پیچیدگی می‌داند که دکتر تهرانیان بر آن تأکید دارند. این مسأله را می‌توان ناشی از تحولات درهم‌تنیده جهانی که در آن عنصر اطلاعات و عنصر دانش دخیل است، دانست یعنی به میزان اهمیت اطلاعات و چرخش دانش انگاره‌های جدید که مفهوم توسعه در آن دیده شده، به ظرفیت‌های نو برای توسعه تکیه دارد. اینها عناصر جدیدی است که باید وارد بحث توسعه کرد.

شاخص‌های جدید توسعه‌ای متناظر با تحولاتی هستند که در سایر بخش‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی صورت می‌گیرد. مثلاً اگر سرمایه را یک عامل توسعه در نظر بگیرید، در این خصوص پیر_بوردیو تعریفی از سرمایه ارائه می‌دهد و چهار نوع سرمایه را از یکدیگر متمایز می‌کند؛ سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی که هر کدام ناظر بر پدیده‌هایی هستند که آنها را در زندگی اجتماعی و فردی هم می‌توان دید. انتزاعی هم نیستند، یعنی همان‌طور که درگذشته سرمایه فیزیکی را معیار توسعه در نظر می‌گرفتیم و مثلاً درآمد و مستغلات و سرمایه‌گذاری و نظایر اینها را مورد توجه قرار می‌دادیم، به تدریج یک لایه هم افزوده شد که سرمایه انسانی مثل مهارت‌ها و تخصص‌ها را هم مورد توجه قرار داده است.

در مطالعات جدید، لایه فرهنگی که شامل آینده‌نگری، انضباط شخصی، برنامه‌ریزی و ارج نهادن به کسب دستاوردهای اقتصادی است هم افزوده شد که سرمایه فرهنگی ماهیت جمعی دارد و مانند لایه‌های پیشین فردی نبود. پس از آن سطح چهارم که سرمایه فرهنگی است مطرح شد که شامل منابعی است که افراد به واسطه حضور و تعلق به یک گروه اجتماعی به آن دسترسی پیدا می‌کنند؛ چه به بزرگی یک ملت باشد و چه به کوچکی یک خانواده. بر این اساس همان‌طور که دامنه سرمایه وسیع شده است، دامنه توسعه هم وسیع شده و به سطحی کشیده شده که در آن نمی‌توان از عوامل معنوی توسعه به سادگی گذشت.

در مورد آهنگ شتاب به لحاظ علمی کسانی مانند کاستلز یا بولدینگ اصطلاح «شتابندگی تاریخ» را مطرح می‌کنند و نشان‌دهنده این است که جوامع بر اساس دسترسی به اطلاعات یا عدم دسترسی به اطلاعات فواصلشان کم یا زیاد می‌شود یا فاصله با گذشته خودشان کم و زیاد می‌شود.

تمثیل بولدینگ در مورد ۵۰ هزار سال عمر انسان خردورز در زمین گواه بر همین مسأله است. او می‌گوید عمر انسان خردورز که حاصل سلطه بشر بر طبیعت و شرایط محیط است، ۵۰ هزار سال است. بولدینگ متوسط عمر هر نسل را ۶۵ سال در نظر می‌گیرد و نتیجه می‌گیرد که عمر انسان خردورز در زمین به اندازه ۸۰۰ نسل است که از این میزان ۶۵۰ نسل تاکنون غار نشین بودند، یعنی تحول مهمی در اطراف خود به وجود نیاوردند و از مغز خود که ظرفیت‌های انسانی، فرهنگی و اجتماعی دارد، استفاده نکردند.اما اولین تحول بزرگ که امکان ثبت تجربه را فراهم کرده، کتابت و اختراع خط است که از آن زمان ۷۰ نسل گذشته و از ۷۰ نسل پیش ما به اینجا رسیدیم.

بولدینگ می‌گوید پس از خط و کتابت بیشترین شتاب تحول مربوط به اختراع چاپ است، زیرا صنعت_چاپ مادر تحولات بعدی است که متعلق به هفت نسل می‌شود اما بزرگ‌ترین حجم تغییرات متعلق به ۶۵ سال آخر یعنی نسل آخر است که ابداعات و اختراعات و نوآوری‌ها متعلق به این نسل است. ما هم شاهد هستیم چقدر عمر تکنولوژی کم شده است، چقدر در بازه‌های کوتاه زمانی تغییرات جهانی رخ داده است، مثلاً همین تحولاتی که در خاورمیانه رخ داده است را در نظر بگیرید؛ آیا کسی می‌توانست پیش‌بینی کند که دیکتاتوری ۴۰ ساله حسنی مبارک در مصر تغییر پیدا کند؟ این اتفاقات نشان‌دهنده شتاب‌دار بودن تاریخ است که فقیر و غنی یا توسعه‌یافتگی و توسعه‌نیافتگی را در استفاده از همین فرصت‌ها می‌توان تعریف کرد.

باید به این مسأله توجه کرد که جامعه سیال شده است. مارکس از طبقاتی صحبت می‌کند که تعلقشان به طبقه، یک نوع سرنوشت محتومی برای آن‌ها رقم می‌زند اما در اینجا به دلیل دسترسی یا عدم دسترسی طبقه به اطلاعات هر زمانی می‌تواند تغییراتی رخ دهد، یعنی سیال بودن و موقعیت فشردگی زمان و مکان و فضا متغیرها را متغیرهای جدیدی کرده است که در یک وضعیت ثابت و پایدار نمی‌توان آنها را تعریف کرد. درواقع جاها تغییر پیدا می‌کنند و فرصت‌ها به تهدید و تهدیدها به فرصت تبدیل می‌شوند.

در افق و چشم‌انداز توسعه‌ای، اقداماتی که منجر به کم کردن محدودیت‌ها می‌شود، شتاب و سرعت بیشتری گرفته است. اگر درگذشته و برابر تکنولوژی‌های جدید دهه‌ها طول می‌کشید تا یک واکنش سیاسی، فرهنگی و اجتماعی برای تکنولوژی محدودیتی به وجود آورد، در وضعیت کنونی آن ده‌ها سال به هفته‌ها یا روزها تقلیل پیدا کرده است و این نشان می‌دهد که در یک نگاه توسعه‌ای که یک نگاه آینده‌نگرانه‌ای است، حرف نهایی‌تر را اصالت و برجسته شدن تغییر تعیین می‌کند. یعنی شتاب و دامنه تغییرات اجتماعی و فرهنگی بیشتر شده است.

در واقع همان چیزی است که در مطالعات جهانی شدن تحت عنوان محلی شدن و به تعبیری جهانی شدن امر محلی و محلی شدن امر جهانی رخ داده است. اینها همه حاکی از این است که در کوتاه‌مدت ممکن است برخی از حرکت‌ها و واکنش‌ها مانند محدودیت و قطعی اینترنت رخ دهد و بر فرایندهای توسعه اثر بگذارد اما اگر آینده‌نگرانه نگاه کنیم، می‌بینیم خود این عامل هم به‌گونه‌ای در چارچوب همین تغییرات خنثی می‌شود یا جوامع شکل دیگری از دسترسی را پیدا می‌کنند.

نیاز به فضای_مجازی یک‌سویه نیست، چون در نگاه صرفاً خوش‌بینانه، فضای مجازی فضایی است در اختیار جنبش‌های اجتماعی و علیه نظام رسمی و در نگاه واقع‌بینانه همه بخش‌های جامعه اعم از سیاست، فرهنگ و علم به آن نیازمند است. پس نمی‌توانند اینترنت را تعطیل کنند. مانند این می‌ماند که بگویید برای اینکه جلوی آتش‌سوزی را بگیرید، باید برق منطقه را خاموش کنید ولی برق منطقه را باید زمانی که آتش‌سوزی است، قطع کنید. آیا می‌شود منطقه دائماً بدون برق باشد؟ به نظر من پدیده اطلاعات و جریان اطلاعات پدیده‌ای فراگیر شده است و به این اعتبار باید از رسانه‌ای شدن همه امور سخن گفت. تحولات فزاینده و جهان دستخوش تغییر محدود به چارچوب‌های قدیمی نیست.

 فکر می‌کنم نمی‌توان در حال حاضر جامعه‌ای را فرض کرد که در آن جامعه اطلاعاتی نباشد. در اطراف خودمان نیز می‌توانیم ورود فناوری اطلاعات و استفاده از آن را در سیستم بانکی، آموزشی، اداری و... ببینیم اما باید دید چگونه با این پدیده مواجه شدیم و این مواجهه به صورت موزون بوده یا اینکه به صورت ناموزون بوده است. همان بحث اساسی که در توسعه مطرح است.

در توسعه ناموزون که تعریف خاص خودش را دارد گسستی بین بخش‌های مختلف جامعه به وجود می‌آید و ما اشکالی از بدقواره شدن توسعه یا گسستگی و نابرابری را در توسعه می‌توانیم ببینیم. می‌توان گفت در ایران ما دچار چنین وضعیت‌هایی شدیم وگرنه به لحاظ سخت‌افزاری جزو جوامعی بودیم که سرمایه‌گذاری‌هایی در این خصوص انجام گرفته است.

اساس ورود به جامعه اطلاعاتی جزو موارد نسبتاً با سابقه در کشور است و از برنامه ششم که آخرین برنامه توسعه پیش از انقلاب است، بحث جامعه اطلاعاتی و چالش میان ارتباطات سنتی و مولتی‌مدیا و چند رسانه‌ای‌ها مطرح می‌شود از آن زمان یعنی سال ۱۳۵۵ گرفته تا بعد از انقلاب و الان این مسأله مطرح است.

برنامه چهارم توسعه بعد از انقلاب برنامه‌ای بوده که از توسعه دانش‌بنیان سخن گفته، سرمایه‌گذاری‌های فنی هم انجام شده، طرح‌هایی مثل تکفا شکل گرفته‌اند اما جاهایی است که نیاز به تغییر هم ندارد و جامعه هم به راحتی پذیرفته که مثلاً از سیستم بانکداری_الکترونیکی برای دریافت یارانه در پایین‌ترین سطوح هم استفاده کند و کمتر به مشکل برخورد کند. اما در مواردی هم هست که چراغ راهنمایی رانندگی‌ هم نتوانسته مشکلی را حل کند. چون در آنجا عامل فرهنگی و مدیریتی دخیل است. بحث ضعیف بودن بنیه فرهنگ جمعی یا ضعف ساختارهای جمعی و تعارض آن با فرد و جامعه در مواردی بروز پیدا کرده که ظرفیت متناسب فرهنگی برای استفاده درست از جامعه اطلاعاتی به وجود نیامده است. حتی در مواردی ما با تأخر فرهنگی نسبت به تقدم تکنولوژی مواجه هستیم و به لحاظ کمی و آماری و زیرساخت‌های صنعتی و اقتصادی از نظر جامعه اطلاعاتی و میزان استفاده سخت‌افزاری خوب قابل مقایسه با دیگر کشورها هم هست اما آنجا که عامل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی باید این مسأله را به‌گونه‌ای پشتیبانی کند، دچار مشکل بودیم.

فضای مجازی با فضای واقعی یا جامعه اطلاعاتی با ساختارهای جامعه نسبت معناداری دارند؛ اگر زیرساخت فنی ایجاد شود و متناسب با زیرساخت‌های فنی ساختارهای مدنی نباشد، دریافت و انتقال اطلاعات و استفاده از این فناوری دچار کژکارکردی می‌شود، مثل این می‌ماند که تکنولوژی جدید می‌آید ولی بر اساس چیزی که ساخته شده و وظیفه‌ای که دارد، کمتر استفاده می‌شود، مثلاً به یاد دارید که این بحث در مورد موبایل هم مطرح بود و در استفاده از ماهواره و فضای وب هم همچنان مطرح است که این پدیده‌ها چگونه استفاده می‌شوند و استفاده از آنها تا چه حد بر اساس چیزی است که به‌ وجود آمده و تا چه حد منزلتی می‌شود و چقدر کژکارکردی می‌شود. مثلاً وقتی پیامک به جای اینکه کاربرد اطلاع‌رسانی سریع داشته باشد، به ابزاری تبدیل می‌شود که حامل طنز است. در اینجا باید به عامل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی توجه شود. به نظر من این عامل در جامعه ما بسیار مهم است اما نهادهای مدنی، اجتماعی، فرهنگی و شبکه‌های اجتماعی خیلی قدرتمند نبودند تا از این فضا به خوبی استفاده کنند.

اگر روند تحولات شبکه‌های مجازی یا جامعه شبکه‌ای را در جهان در نظر بگیرید، ملاحظه خواهید کرد که فاصله بین جامعه شبکه‌ای و شبکه‌های اجتماعی کمتر شده است و القاء نمی‌کنند، بلکه انتقال می‌دهند اما در شرایطی که وضعیت القایی به خود می‌گیرد، جامعه دو قطبی می‌شود و یک قطب شبکه مجازی است و یک قطب جامعه واقعی. این مسأله ناشی از یک پس‌افتادگی توسعه‌ای است، یعنی وقتی روندهای توسعه به صورت طبیعی پیموده نمی‌شود، این شکاف به وجود می‌آید.

با دو نوع مطالعه تاریخی و تطبیقی می‌توان هزینه‌ مواجهه یا رویارویی بین فرهنگ و فناوری را کم کرد. یکی مطالعات تاریخی است که تجربه‌های ما در چهار دهه گذشته با نگاهی انتقادی به رهیافت‌ها و دستاوردهای گذشته و آسیب‌هایی که داشتیم را می‌توان مورد توجه قرار داد و در مطالعه تطبیقی دیگر می‌توان این مسأله را بررسی کرد که جوامعی نظیر ما چگونه توانستند از این مواجهه با فضای اطلاعاتی یا ورود به جامعه شبکه‌ای استفاده و آن را به فرصت تبدیل کنند؛ جوامعی مثل مالزی ، هند و ترکیه و کره جنوبی جوامعی هستند که در نقاط دوری از ما نیستند و در دهه‌های اخیر نقاط شروع‌مان به هم نزدیک بود. مطالعه تاریخی و تطبیقی کمک می‌کند تا مسائل اصلی را درست تشخیص بدهیم و فرق مسأله اصلی را با مسأله‌نماها بدانیم و گرفتار مسائل حاشیه‌ای توسعه نشویم.

مطالعه متن کامل pdf:

👇

http://www.magiran.com/magtoc.asp?mgID=6154&Number=13&Appendix=0