ماهنامه روابط عمومی شماره 85 - آذر 91

ماهنامه روابط عمومی شماره 85 - آذر 91

فهرست مطالب 

سرمقاله/ 2

مقاله روابط عمومی، تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی /4

مدل سه هفت رشد و مدیریت نوین /10

دیدگاه مهندسی، الزامی برای تبلیغات موفق /16

خلاقیت در روابط عمومی /18

گزارش گزارش انجمن ماهانه روابط عمومی ایران /20

گزارش نخستین کنفرانس روابط عمومی صنعت و تولید ملی /22

گفت و گو موفقیت کنگره های روابط عمومی... /15

پدیداری مباحث جدید در نظام جهانی و الزام های پیش رو /46

اخبار /51

نمایه /56

آخر این قصه را من جور دیگر دیده ام

میرزا بابا مطهری نژاد مدیر مسئول
m.motaharynejad@gmail.com


 

  قبل از هر سخن، لازم می دانم به خاطر تاخیر در انتشار این شماره ماهنامه ازخوانندگان و علاقمندان به این نشریه عذرخواهی کنم

دلایلی پیدا و پنهان این تاخیر را تحمیل کردنداز جمله دلایل پیدا که دامن بسیاری ازنشریات مستقل را گرفته،گرانی 500 درصدی کاغذ و هزینه های عمل آوری و دلایل پنهان، تداوم بی مهری یاران که قرار بود همراه و همدل باشند،ولی نه تنها همراه نشدند که برخی از همراهان را نیز از همراهی باز داشتند و ما برای ارزیابی چنین قضاوتی در شهریور ماه تن به قضا دادیم و یک شماره نشریه را )شماره 84 ( سپردیم به عزیزی دیگر که هم در شکل و هم در محتوی تصرفی که مایل است را اعمال نماید و خواستیم که حدود 10 صفحه آن را بر ما واگذارد و بقیه را خود رقم بزند، که آن 10 صفحه را هم بر نتابیدند و تنها سهم حضور ما شد یک سرمقاله که دستشان درد نکند که لطف فرموده و ردپای ما را محفوظ داشتند. البته این کرامت را هم به میل خود اعطا نکردیم که مصوبه هیئت مدیره محترم انجمن این فرصت را بر ما فرض کرد و ما نیز تمکین کردیم که می گویند طاووسی را دیدند که بال های خود می چیند، گفتند چرا پر و بالت می چینی؟ گفت این پر و بال که مرا زینت داده اند،باعث زحمت و بدبختی من شده اند.

الغرض شماره 84 با انبوهی از صفحات آگهی و البته محتوایی که نه در مجوز نشریه بود و نه در سیاق 10 ساله آن ،منتشر شد و معلوم شد که چرا همراهان از همراهی کوتاه آمده اند.

این رویداد جمع زیادی از خوانندگان را سخت آزرده کرد که چرا نشریه به چنین روزی گرفتار آمده است. از جمله دوست وفادار و حرفه ای و خواننده باسابقه نشریه «آرش وفادار » طی نامه ای محبت آمیز، بر این تغییر شکل و محتوا خرده گرفتند و در بخشی از نامه خود چنین درد و دل کردند :«مجله روابط عمومی شماره 84 ، به موضوع بانکداری اسلامی اختصاص یافته است و تقریبا تمامی بانک های مطرح کشور در بخش تبلیغات آن حضور یافته و مقاله هایی در این شماره منتشر کرده اند. در این ویژه نامه فضای زیادی به هر موسسه مالی داده شده  تا بتوانند با مخاطبان خود صحبت کنند.

حال اگر این ویژه نامه در مجله اقتصادی یا سیاسی و یا هر موضوع دیگری بود از محتوای آن ایرادی نمی شد گرفت، ولی وقتی ماهنامه تخصصی علوم ارتباطات و روابط عمومی دست به چنین کاری می زند، از آن توقع می رود که این کار را به بهترین شکل به خوانندگان و موسسات انتقال دهد .ما به عنوان متخصصان روابط عمومی می دانیم که اگر فقط فضایی در رسانه ها به این شرکت ها داده شود، نتیجه مورد انتظار به دست نخواهد آمد چرا که به درستی ارزش و جایگاه روابط عمومی را درک نکرده اند، برنامه استراتژیک ارتباطات ندارند که بر اساس آن متن و موضوع تهیه کنند. پس چرا حال که مجله تخصصی و مفیدی چون مجله شما دست به چنین اقدامی می زند در تهیه و تنظیم متن و نگارش و حتی موضوع به این شرکت ها مشاوره نمی دهد؟ چرا از این فرصتی که برای ایجاد آگاهی و فرهنگ سازی داریم استفاده نمی کنیم تا جایگاه روابط عمومی در این صنعت شناسانده و اهمیت آن درک شود؟ »
من به عنوان مدیرمسئول، پاسخی جز آنچه که در بالا ذکر شد برای این عزیز و سایر عزیزانی که تلفنی و حضوری معترض شدند ندارم و این پاسخ را نیز عذر بدتر از گناه می دانم ولی خطاب به این عزیزان می گویم:
تو در حس شقایق پاک هستی/ تو در باطن گل ادراک هستی
من اینجا حامل زخمی عجیبم/ که در شهر شقایق هم غریبم
در 85 شماره ماهنامه که بیش از 60 شماره آن را شخصا مدیریت کردم، هرگز اعتبار بخشی کاذب نکردم و به خاطر آگهی یا حمایت مالی مجیز کسی را نگفتم و مدعی هستم که حرفه ای ترین و پرمحتوی ترین نشریه تخصصی را هدایت کرده ام و با حمایت عزیزانی از این نوع تا مسئولیت نشریه را دارم بر این عهد وفادارم و منت هیئت مدیره های ادوار مختلف انجمن را دارم که تا قبل از این رویداد، هرگز خلاف این را از من توقع نکرده اند. همچنین منت مدیران روابط عمومی و سازمان های مختلف را دارم که در این سال های متمادی انتشار نشریه را همراهی کرده ومی کنند و توقع اعتبار بخشی کاذب از ساحت آنها به دور بوده است.

در حال حاضر از چنین همراهانی انتظار دارم برای تداوم انتشار نشریه از همراهی شان دریغ نکنند که اگر به این تقاضا پاسخ گفته نشود، همچنان که در یکسال اخیر با محدودیت هایی از این نظر مواجه شده ایم، دو راه بیشتر فرا روی خود نمی بینم: یا هیئت مدیره تقبل تامین هزینه ها در مقابل دریافت درآمدها را بپذیرد و من همچنان به رایگان وظیفه مدیر مسئولی خود را با حفظ سیاق و مشی گذشته انجام دهم و یا این مسئولیت را به دیگری وانهد و سیاستی که خود می پسندد در پیش گیرد.

یادآوری این نکته برای خوانندگان عزیز ضروری است که این حقیر نه خسته ام و نه ناامید و نه کم وقت، بلکه تنها مقید به معیارهای حرفه ای هستم که از ابتدای انتشار ماهنامه تا کنون از این معیارها حراست و حفاظت کرده ام و از آنجا که به هر دلیل از جمله مشکلات مالی قادر به ادامه این مشی نباشم، ترجیح می دهم در پایگاه دیگری وظیفه حرف های ام را دنبال کنم.   

ما که کاشتیم این مبارک سرو را
تا که باشد باغبان و تا که باشد آبیار