ماهنامه روابط عمومی شماره 75

ماهنامه روابط عمومی شماره 75

فهرست مطالب

سرمقاله/ 2
عید بر عاشقان مبارک!

اخبار روابط عمومی / 4

اخبار انجمن / 8

گزارش / 16
گزارش سمپوزیوم و جشنواره علمی و برترین های روابط عمومی
گزراش انتخاب هیئت مدیره جدید انجمن روابط عمومی ایران

مقاله / 26
خصوصیات یک روابط عمومی ایده آل چیست؟ / 27
هدایای تبلیغاتی؛ معجزه عصر مشتری گرایی / 30
وفاداری به اصول روابط عمومی / 34
هنر مردم داری / 36
جایگاه روابط عمومی در دنیای کنونی / 37
ارتباطات میان فردی / 42
روابط عمومی کی معمار فرهنگ است / 46
جایگاه روابط عمومی نوین (اینترنتی) در سازمان / 53
بررسی و انتخاب آمیخته ی ترفیع موثر برای شرکتهای ارایه کننده ی نرم افزارهای کسب و کار /  60

یادداشت / 66
جدال روابط عمومی و آی تی بر سر مدیریت وب سایت سازمانی / 67
روابط عمومی و غفلت از اخلاق حرفه ای / 69

نمایه / 71

جهت دریافت فایل PDF این شماره اینجا کلیک نمایید.

عید بر عاشقان مبارک باد
عاشقان عیدتان میارک باد
عمرهاتان به کام، ارجمندی هاتان پر دوام، نوروزتان پیروز.
نوروز جشن باستانی ماست. نوروز جشن بوستانی ماست. اگر شنیده باشید، جشن، ستایش یزدان است. یشت و یسنا و یزت از همین ریشه اند . همه گیتی از همین ریشه اند.
در نغمه ها ببین، در ساز بین، صد هزار نغمه و یک ساز. یک خنیاگر و هزار هزار آواز.
این جهان بزمگاه اولیاست. این جهان محضر خداست. جشن، میعاد نیایش است. عید میقات ستایش است.
عاشقان هر نفس دو عید کنند
عنکبوتان مگس قدید کنند
عیدتان مبارک، نوروزتان پیروز، جشنتان به کام، حضورتان مدام باد؛ در مجموعه ای که به تعبیری «دریچه ارتباط جمعی» است یعنی «روابط عمومی».
پویندگان این راه همه عالم را از این منظر می نگرند، اما ... آنجا که باید خویشتن خویش را در بوته عمل و آزمون به چالش نقد و اندیشه واگذارند، «طفره» جایگاه موجهی می یابد. و این لطمه ای جبران ناپذیر بر پیکره این تندیس بلورین ایمان و اعتقاد و مسئولیت خواهد بود.
رسم زیبایی است در آغاز هر سال نو و هر نوروز که به ارزیابی گذشته و چشم انداز آینده اهتمام کنیم و در این ظرف که سرمقاله اش نامیده اند شایسته است به اشارتی از یک مصداق طفره رفتن درد دلی با اعضای با سابقه و پر سابقه انجمن داشته باشم و بگذرم! که عاقلان را اشارتی کافی است: مهمترین رویداد سال 89 انجمن روابط عمومی ایران برگزاری انتخابات هفتمین دور اعضای هیئت مدیره بود که مجمع عمومی سالانه انتخاباتی انجمن در نوبت اول در آذر ماه به نصاب قانونی نرسید و به نوبت دوم در دی ماه انجامید و در این نوبت گرچه با هر تعداد مجمع رسمی بود، اما از 266 عضو پادار یعنی حق عضویت پرداخته انجمن، تنهاحدود 60 عضو حاضر شدند که حقیر سرا پا تقصیر که 20 سال خاک انجمن خورده ام و به پای درخت 20 ساله انجمن به امید روزهای درخشان تر در هر شرایط نشسته ام، کمتر از 30 نفر از این 60 نفر را دیده بودم و می شناختم بقیه را نه قبلا و نه بعدا در دو نشست بهمن و اسفند انجمن ندیدم و ... و از یاران باسابقه و اعضای پر و پا قرص انجمن خبری نبود، و این یعنی طفره رفتن و همان لطمه جبران ناپذیری که شایسته عناصر با سابقه نهاد مدنی بیست ساله که قرار است انشاء الله آغاز بیست و یکمین سال فعالیت و بیستمین بهار عمرش را در سال 90 جشن بگیریم، نبود.
البته این سخن موضع شخصی حقیر به عنوان مدیر مسئول تنها ماهنامه روابط عمومی کشور است و به حساب موضع انجمن و سایر اعضای هیئت مدیره گذاشته نمی شود ... بگذریم ...
استواری بر این باور، نیاز بی چون و چرای ماست که: آنچه برای غیر نمی طلبیم، خود نیز از آن بپرهیزیم. یا عکس این معنی که هر دو، وجهی واحد از حقیقتی بدیهی و مسلم است.
گروهی بر آنند که سیر امور را به مشیت و تقدیر امور باید سپرد. چرا که آمد و شد بهار و خزان، از حیطه اختیار و اقتدار ما بیرون است. اما، ما به جد بر این باوریم که با یک «گل» هم می توانیم طراوت بهار را به خانه خود بخوانیم. حتی اگر بهار پذیرای دعوت ما نباشد. پرورندگان گل، راز و رمز این حقیقت را دریافته اند که: طبیعت زنده، مقتضی رشد و نمو است. و حضور هر شاخه گل، نفی حضور خاربن است. باید با حضور خوبی و زیبایی، مجال جلوه گری را از بدی و زشتی بازستانیم.
روابط عمومی نیز که در اندام جامعه عضوی زنده و پویاست آنگاه اعتبار و اقتدار خود را احراز خواهد کرد که گلهای عطر آگین و دیده نواز سهم خویش را از زمین و آب و هوا باز ستانند و مجال رشد و نمو پیچک را کوتاه کنند.
حضورتان مدام باد در گلستان جهان که بزمگاه اولیا و محضر خداست.

رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد
بنفشه شاد خوش آمد سمن صفا آورد
عیدتان مبارک. آنک شکوفه بر شاخسار تهنیت گوی شماست
آنک بادصبا عطر هزار گلشن را، به نثار شما، بر روزن و برزن می افشاند
آنک، آنک باران، راه را گلاب می زند
باغ را دریابید، باغ را دریابید
این جهان جلوه گاه اوست
با صد هزار جلوه برون آمده که من
با صد خزار دیده تماشا کنم تو را
آن اولین، که آخرین انبیاء بود به سان وحی فرمود
این جهان همه آیت اوست، حکایت اوست
حکایت ها، برخی از برخی سرشارترند
بهار، حکایت حکایت هاست
بهار را دریابید
گل همین پنج روز و شش باش

میرزا بابا مطهری نژاد
مدیر مسئول نشریه و عضو هیئت مدیره انجمن روابط عمومی ایران