یکصد و پنجاه و نهمین گردهمایی انجمن

چهارشنبه 5 تیر 1392
یکصد و پنجاه و نهمین گردهمایی انجمن

 

دکتر خانیکی در یکصد و پنجاه و نهمین گردهمایی انجمن روابط عمومی ایران :

 

کاهش قدرت پیش بینی در شرایط عدم اطمینان

 

در یکصد و پنجاه و نهمین گردهمایی انجمن روابط عمومی ایران که در روز چهارشنبه پنجم تیر ماه در محل شرکت مدیریت منابع آب برگزار شد ، آقای دکتر هادی خانیکی استاد برجسته دانشگاه ضمن سخنرانی پیرامون " رویدادگی ، افکار عمومی و رفتار انتخاباتی " اظهار داشت : اگر اصحاب ارتباطات (اساتید ، محققان ، دانشجویان ، معلمان و ...) انتخابات و افکار عمومی را مورد مطالعه قرار ندهند ، پس چه موضوعی باید مورد مطالعه قرار گیرد؟ اگر پایان نامه ها و رساله ها در مورد دوره های مختلف انتخابات (مجلس ، شوراها ، ریاست جمهوری و ...) ، و همچنین در مورد رسانه ها ، (رادیو ، تلویزیون ، مطبوعات و ..)و در مورد افکار عمومی و قابل شناخت یا غیر قابل شناخت بودنش مورد پژوهش قرار نگیرد ، پس چه کسی باید این موضوعات را بررسی کند ؟

ایشان در ادامه افزود : یکی از جدی ترین تحقیقات در ایران در این خصوص اثر ماندگار خانم دکتر سِربِرنی تحت عنوان « انقلاب بزرگ و رسانه های کوچک » است که در نهایت عنوان کرد که چرا رادیو و تلویزیون ملی ایران به عنوان یکی از پنج رادیو و تلویزیون مهم کشورهای در حال توسعه بود ، قادر به نقش آفرینی در پدیده بزرگی به اسم انقلاب نشد و در برابر آن  نوار کاست ها، مساجد ، هیأت ها ،‌دوره ها ،‌دیوار نوشته ها و ... که به عنوان رسانه های کوچک پیام رهبر انقلاب را منتقل می کردند ، بر رسانه های بزرگ غلبه نمودند و من با ایده  گرفتن از این تحقیق در سال  1376 برای نسبت بین رسانه ها و انتخابات یعنی اثر بخشی رسانه ، الگوی تحلیلی قائل بودم . به عبارت دیگر تحول ، بزرگ و رسانه کوچک بود . در آن زمان به دلیل محدودیت های صدا و سیما و یا اینکه گرایش داشتن به سمت و سوی سیاسی مشخص ، باعث شد که افرادی که بعد ها به اصلاح طلبان معروف شدند تنها از طریق دو روزنامه کم تیراژ نسبت به روزنامه های دیگر یعنی « سلام » و «عصرما » پیام خود را در انتخابات منعکس کنند و تأثیر گذار باشند . بنابراین باید با همین نگاه سالهای 84 و 88 را به موضوعاتی نظیر اینکه رسانه ها چه نقشی داشتند ؟ فیلم های تبلیغاتی چه بود ؟ چه کسانی تأثیر گذار بودند  ؟ و ... پرداخته شود .

دکتر خانیکی در بخش دیگری از سخنان خود گفت : با عنایت به عنوان « رویدادگی ، افکار عمومی و رفتار انتخاباتی »‌ سه مقوله می بایست مورد مطالعه قرار گیرد .

1-  جامعه به عنوان سطح کلان تحلیل

2-  افکار عمومی به عنوان سطح میانی تحلیل

3-  در سطح خرد که به رأی دادن و یک انتخاب معنی دار در انتخابات منجر می شود.

وی افزود : در تعبیر رویدادگی یا نظریه کاتاستروف جامعه به عنوان یک سیستم زنده و پویا بشمار می آید که وقتی در شرایط عدم اطمینان و یا نگرانی نسبت به آینده قرار می گیرد رفتار غیر قابل پیش بینی از خود نشان می دهد ، . به عبارت دیگر وقتی شرایط اجتماعی به شرایط متضادی تبدیل می شود ،‌رفتار سیستم ، پیش بینی پذیری خود را از دست می دهد و دیگر براساس الگوها و تجربه های پیشین نمی توان این رفتارها را تحلیل نمود و به نظر من می توانیم این نظریه را مبنای شناخت جامعه قرار دهیم . در شرایط قبل از انتخابات نوعی نگرانی و عدم اطمینان نسبت به آینده در سطوح مختلف جامعه احساس می شد از فرودستان جامعه که بیشتر نگران وضعیت معیشتی ، تورم ، گرانی و ... تا نخبگان جامعه که نگران امنیت شغلی ، علمی و آکادمیک ، آزادیهای فرهنگی و ... بودند و همچنین کارشناسان و سیاستگزارانی که به ابعاد کلان جامعه می اندیشیدند همه و همه نگران بودند که چه خواهد شد ؟ و هنگامی که جامعه به این مرحله می رسد طبیعتأ با قاطعیت نمی توان گفت که چه رفتاری از خود نشان می دهد . البته این موضوع منحصر به ایران نیست و در کشورهای پیشرفته نیز صادق است . هر کجا که عدم اطمینان یا نگرانی نسبت به آینده بیشتر می شود ، قدرت پیش بینی کاهش می یابد . در اینجا بحث اصلی کاتاستروف صادق است یعنی تجربه های قبلی یا کلیشه ها جواب نمی دهد و باید با ذهنیت تازه ای به مسأله پرداخت و این مشکلی است که در نظریه رویدادگی نیز به آن پرداخته می شود .

دکتر خانیکی همچنین به تحقیق خوبی که آقای دکتر محسن رنانی اقتصاددان در این زمینه انجام داده اشاره نمود و اظهار داشت : جامعه ایران را به دلایل مختلف در آستانه انتخابات می توان در مرحله ای قلمداد کرد که در پی همین رویدادگی است .

وی درادامه گفت : هنگام ورود آقای هاشمی رفسنجانی به انتخابات ، نظر اغلب فعالان سیاسی بر دو مؤلفه اصلی مبتنی و متکی بود .

1-  حضور ایشان بسیار متناسب با شرایط ایران است ولی معلوم نیست رأی بیاورد .

2-  رأی فرودستان و طبقات پایین جامعه با انتخاب آقای هاشمی رفسنجانی سازگار نیست چون به دلیل سیاستهای توزیعی آقای احمدی تژاد نظیر یارانه ها به آن طرف گرایش بیشتری دارند در حالی که واقعیت غیر از این را نشان داد .

به اعتقاد من جامعه ایران ،‌جامعه منزلتی است یعنی گفتمان ، مقدم بر ستیزهای طبقاتی است  و آن مسأله ای که در فرهنگ ایرانی تحت عنوان "برخوردن " وجود دارد در زمان انتخابات بروز کرد حتی در سطح فرودستان ، هنگامی که شنیدند وضعیت نابسامان و نامطمننی که برای ایران بوجود آمده نتیجه آرا و نوع حضور مردم است ،‌ در یک واکنش منزلتی و رویکرد هویتی و گفتمانی ، به سمتی حرکت کردند که چنین انتخابی ندارند.

حال مسأله این است که این رفتار پیش بینی ناپذیر چقدر در سطح افکار عمومی قابل مشاهده بود . طبیعتأ قربانی تحلیل های مختلف انتخابات در شرایط امروز ایران ، نظر سنجی هاست که البته همیشه و در همه دوره های انتخاباتی چنین بوده است . به عنوان مثال در سال 1384 هنگام افزایش آراء آقای احمدی تژاد ، تلقی مردم از نظر سنجی ها ، نظرسازی بود و همین طور در سال 1376 هنگام انتخاب آقای خاتمی .

ایشان همچنین در بخش شناخت افکار عمومی اظهار داشت : آیا افکار عمومی پدیده قابل شناختی است یا خیر؟ . افکار عمومی را در ایران  ،  به دشواری می توان شناخت چون در سطوح آشکار جامعه شکل نمی گیرد و بیشتر در سطوح پنهان جامعه مشاهده می شود و چرایی آن به ضعف ، کج کارکردی یا ناکارآمدی نهادهای مدنی و شبکه های اجتماعی برمی گردد .

دکتر خانیکی در بخش دیگری از سخنان خود ویژگی گفتگو کردن را برای دست اندرکاران ارتباطات مورد تأکید قرار داد .

وی افزود : بیشترین بخش ناشناخته در افکار عمومی ، آراء شناور و آراء خاموش است .کسانی که نمی دانیم می خواهند چکار کنند ؟ و در این شرایط عدم اطمینان یک نوع عقل معنایی و کل گرا شکل گرفت و به اعتقاد من این کل گرایی یک مفهوم عمدتأ فرهنگی ، اجتماعی  و گفتمانی و مقدم بر یک امر سیاسی و اقتصادی است . به عبارت دیگر جامعه در انتخابات اخیر در یک شرایط عدم اطمینان ، رفتاری رویدادگی از خود نشان داد که این رفتار به سمت عقل معنایی کل گرا گرایش داشت و دارای چهار ویژگی عقلانیت ، ثبات ، اعتدال و مدنیت بود .

دکتر خانیکی درخصوص رفتار انتخاباتی نیز اظهار داشت : در فضای ایجاد شده قبل از انتخابات با اثرگذاری کنشگران سیاسی و گفتگوی انتقادی با رهبران سیاسی و گفتگو بین کنشگران سیاسی با اصلاح طلبان جامعه ،  تأثیر گذاری رسانه ها و ... بلا تصمیم ها وارد عرصه انتخابات شدند و روز به روز عدم تصمیم گیری کاهش یافته و در نتیجه حماسه سیاسی خلق شد .

ایشان در خاتمه سخنانش ، توجه و پرداختن به 5 سؤال ذیل را برای اصحاب ارتباطات به عنوان یک طرح اولیه ضروری شمرد .

1_ ریشه گرایش به عقلانیت بوجود آمده که حاصل آن روی کار آمدن دولت تدبیر و امید است ، از کجا شکل گرفت ؟ بیشتر ریشه فرهنگی دارد یا سیاسی ؟ محصول ارتقای افکار عمومی است یا حرکتی به اصطلاح ناآگاهانه ؟ و آیا این آگاهی بوجود آمده ، مختص رسانه های خاص است ؟

2_ از ترکیب و درصد آراء آیا می توان درک عینی تر از ساختار جامعه ایران به عنوان جامعه دستخوش تغییر ارائه نمود ؟

3_ آیا این پیروزی یک مطالبه خام است صرفاٌ متأثر از فشارهای معیشتی یا یک حرکت عمیق و پردامنه ؟ و آیا جامعه به سمت نوعی تکثر و مدنیت حرکت کرده یا خیر ؟

4_ گرایش مدنی در جامعه ایران را چگونه تفسیر می کنید ؟ آیا جامعه ما یاد گرفته است که از فرصتهای پیش آمده به نحو مثبت تری استفاده کند یا خیر ؟

5_ چگونه مردم با رسانه ها و بخش هایی از حاکمیت و گروههایی از رقیب با سرعتی حیرت آور بهم نزدیک شدند ؟

 

لازم به ذکر است در این مراسم همچنین آقای جواد قاسمی رئیس انجمن گزارشی از فعالیتهای یک ماه اخیر انجمن ارائه نمودند .

http://prsir.org/new/temp/images/news/meeting/159 (1).jpg

 

http://prsir.org/new/temp/images/news/meeting/159 (1).jpg

 

http://prsir.org/new/temp/images/news/meeting/159 (2).jpg

 

http://prsir.org/new/temp/images/news/meeting/159 (3).jpg

 

http://prsir.org/new/temp/images/news/meeting/159 (4).jpg

 

http://prsir.org/new/temp/images/news/meeting/159 (5).jpg

 

http://prsir.org/new/temp/images/news/meeting/159 (6).jpg